شنبه خود را چگونه آغاز کردید؟
· · خواندن 1 دقیقه من هیچ حوصله هیچ موجود انسانی و غیر انسانی ندارم ایقد بی حوصله ام که نگم دیشب یه دعوای خیلی سخت داشتم با میم.
اصلا انرژی بحث ندارم میگم بلاک کنم زشته بلاک نکنم همچنان همسایه ایم کلی خاطره داریم باهم بعد میاد وسط مغز من قشنگ نشونه گیری میکنه واسه ریدن.
خیلی دیروز شلوغ بودیم دیگه غروب به مریم گفتم من نای ادامه دادن ندارم واقعا یعنی همه از عصر گم و گور شدن از خستگی حتی خود مریم یکاره منه کاسه ی داغتر آش موندم انگار کسی و کار مال بابامه والا.
هنوز از رختخوابم بیرون نیومدم هرچیم وعده و عید میدم برا صبحانه نخیر گول نمیخوره کودک درونم ولی باید پاشم صبحانه بخورم خونه تمیز کنم آشپوخی کنم. قندم افتاده از شدت غذانخوردن.
چقدر از پایان روابط بدم میاد اونجایی که متنفر میشی از طرف مقابل که دیگه هیچ ویژگی خوبیش به چشمت نمیاد و غریبه میشی باهاش
از این بخش پایانی خیلی بدم میاد که آدمها دیگه خود بد واقعیتشونن بدون ملاحظه