پیاده روی با رژ قرمز
· · خواندن 1 دقیقه پاشدم اون تیشرت قرمز راه راه جدیده که از بندر خریده بودم و میگفتم کوتاهه رو پوشیدم و یه رژ قرمز زدم و موهام دم اسبی بستم و بطری آبم برداشتم و زدم بیرون، دیگه برا پوشش میخام هرجوری دوستدارم طی کنم و به خودم آزادی بدم هم از ترسهام عبور کنم.
واقعا دیگه دارم به تخمم میگیرم همه چیز و همه کس رو،رفتم تو پارک هیچ خانمی نبود فقط چندتا اقا بودن معذب نشدم گفتم یادت نره کسی اذیتت کرد اذیتش میکنی نترس از مردهای آزارگر یادت نره بابا یادت داد چطور دختری باشی، قشنگ یادمه منو تشویق کرد از آنتن برم بالا همه میگفتن دختره میفته ناقص میشه ولی اون هیچ وقت محدودم نکرد اگه کسی تو کوچه اذیتم میکرد میگفت چرا دفاع نکردی ازخودت؟ و من دارم دوباره همون دخترک رو زنده میکنم
چهارکیلومتر پیاده روی کردم و برگشتم.
نتونستم باقی خونه رو مرتب کنم ولی کلی ظرف رو شستم، شام وناهار باقی مانده پیتزای دیشبو خوردم
ولی دم در حیاط و درو شستم و دستمال کشیدم.
یه سری از کارای فردا صبح شرکتو انجام دادم که بتونم صبح بیشتر بخوابم.
همزمان هم زورم به موهام رسیده که پاشم موهام ماشین کنم؟ برم زرد عقدی کنم؟ بعد میدم Ai میبینم موی بلوند به من نمیاد که کلی رنگ مو تست کردیم رسیدم به شرابی ولی پوست تناژ صورتی داره بیشت میکنه قرمزی پوستو پس مسی طلایی کنم؟ بعد میگم نه عین بیمارا سرطانی میشم جالب نیست.
خلاصه همین روزهاش که پی پی کنم تو موهام😬😬😬
فاطیما و مامانم و تراپیستم روز دخترو بهم تبریک گفتن🫠اصلا مگه چندتا روز دختر داریم؟ والا دختر روز نمیخاد همینکه جامعه ایرونی آدم شهربه حقوق زنان احترام بذاره روز نمیخوایم😎