این مساله ای که پررنگ اینه یکسال و اندی هست از مه سال قبل تیم ما خسته است و اورلود شده بعد جنگ های پی در پی و قطعی نت ایران و... باعث شد که همه بایه فشارکاری و خستگی بدی ادامه بدیم، امروز ساعت ۱۱ جلسه داشتیم من چند روز دارم درخواست جلسه میکنم و دارم میگم عملا من دارم از دست میرم و انرژی کافی برای تسکهام ندارم و نیاز هست بازنگری بشه روند کاریمون، جلسه گذاشت مریم که با تیم صحبت کنیم بچها حرف بزنن مشکلاتشون بگن و ...قرار شد سه روز اول هفته پارسا بفرستیم مرخصی اون از همه اورلوودتر بود خروجیش داشت منفی میشد، بعدش هم تسکهای من یکم روانتر شد سیستمش قرار شد وسط روز ۴۵ مین بریک تایم داشته باشیم هرکدوم جدا تایمشم مشخص کردیم مثلا من از ۱۳:۱۵ تا ۱۴ به وقت ایران پشت سیستم و دردسترس همکارا نیستم

مساله بعدی هم یه تسک وحشتناک پراضطراب بود که تقسیم شد بین سه نفر واقعا زیر این تسک داشتم نابود میشدم چرا؟ باید همش انلاین و در دسترس تیم میبودم از نظر روانی بابت بی علاقگیم تخصصم نبودن و در دسترس بودن ازادیم داشت محدود میشد واقعا الان تقسیم بر سه شد...

حالا بقول مریم تا نتیجه مثبت نده نمیتونیم بگم جلسه خوبی بود مگر خروجیش ببینیم!

قرارم شد من وبقیه تا نصف شب گیر تسک نباشیم مگر مواقع خاص!

حالا ببینیم و تعریف کنیم بعدا! همینکه هرکدوم از شرایط سخت خودمون گفتیم و مشکلاتمون تو کار هم انرژی بخش بود.

مریم اول جلسه به بچها گفت موجا با وجود بیماری سختش فقط همون دوهفته که بیمارستان بود برا عملش استراحت کرده و عملا هیچ استراحتی نکرده اعتراضم نکرده و این خوب نیس اگراون حرف نمیزنه ما بارشوسنگین کنیم یه سری ایده هم وسط حرف زدن بچها اومد به ذهنم 

و یادداشت کردم ساعت کاری هم قرار شد استاندارد بشه از ساعت ۹ صبح فعلا شبم تا حدود ۹ حالا ببینیم به چه صورت پیش میره.

دیشب دیگه موقع زدن حال نداشتم پاشم برم آب بخورم همون تشنه خوابیدم🫠اینکه داریم به زندگی در فاجعه و جنگ عادت میکنیم مزخرفترین بخش عمرمون هست ولی حق ما یه زندگی معمولی بود حداقل همینم ازمون گرفتن.