بدترین حالت رابطه چیه؟
· · خواندن 4 دقیقه برای من بدترین بخش رابطه با اطرافیان و بخصوص میم تماشاچی رنج اونا بودنه! اینکه دردی و رنجی داشته باشن و از من کاری ساخته نباشه! الان دقیقا در بهترین حالت هستم دیشب اصلا نخوابیدم تا خود صبح ساعت ۶ بود که خوابم برد از فکر مساله ای خونوادگی که میم درگیرش هست. میم خیلی مرد اهل خونواده ای هست و نمیتونه نسبت به مشکلات خونواده بی تفاوت باشه و حتی بیش از هر ادم معمولی دیگه ای درگیر مسایل خونوادگیش میشه این یک نقص هست که باعث میشه من نسبت به ازدواج با میم گارد داشته باشم و واقعا تا یک مساله رو حل نکنه زندگی نمیکنه دیگه!
الان در فازی هست که من هیچ کمکی نمیتونم بهش بکنم درکی هم از مشکلش ندارم احتمالا خواهرش بخواد جدا بشه و الان مدتی هست درگیر این مساله است میم که حلش کنه
بیش از ۶ ماه هست و نمیتونه و نمیشه من جزییات رو نمیدونم و ازش هم نمیپرسم چون اونقدر باهم راحت و صمیمی هستیم که اگر مساله ای قابل بیان باشه مطرح کنیم باهم. یعنی در حقیقت صمیمی ترین ادم زندگی میم منم نه خونواده نه دوست با هیچ کس تااین حد صمیمی نیست.
و این درک رو هم هردو از مسایل شخصیمون داریم که تا چه حد اجازه داریم بهم نزدیک بشیم و دخالت کنیم هر کس به هر حال حریم شخصی خودشو داره توی رابطه. خدا روشکر که هردو اونقدر بالغ هستیم که بدونیم هر انسانی حتی در رابطه هم مرز شخصی داره صمیمیت و خوب بودن رابطه به این معنی نیست که ما اجازه داریم تو هرمساله هم دخالت کنیم! کلا در یک رابطه سالم هر دو فرد مرز دارن!من زنشم من دوست دخترشم من پارتنرشم من شوهرشم من خواهرشم نداریم همه ادمها یه حریمی دارن که تو تا یه حدی میتونی بهشون نزدیک بشی اینو درک کنیم همه چی حل میشه حتی توی جامعه! سرپوشش به همدیگه کار داریم سر مذهب بهم کار داریم تازه اونقدر بهم کار داریم که براش قانون هم ساختیم!
من درکی از طلاق ندارم چون برای اطرافیانم خداروشکر پیش نیومده ولی برای یکی از دوستانم پیش اومده و میبینم چقدر داره رنج میکشه و چقدر بین خونوادش سر این مساله شکاف افتاده که چرا دقت نکردیم چرا فلان چرا بهمان همشم در حال متهم کردن هم هستن و خونه اشون دیگه به روال قبل ازدواج این دخترخانم برنگشته! و عملا پدر مادر حتی دیگه نمیتونن سریک میز غذا بخورن تا این حد! الان مساله میم البته فرق داره به نظرم چون خواهرش بیش از ۱۰ ساله ازدواج کرده و اگر مساله ای هست حتما از اول بوده منم بدونم الان کاری ازم ساخته نیست فقط من یه وظیفه دارم الان مراقب اولا حال خودم باشم دوما از دور هم مراقب اون باشم که احساس خفگی و فشار نکنه از سمت من. اصراری ندارم که حرف بزن بگو چی شده و....
امروز که بیدار شدم با پیامک بیمه متوجه شدم که بخشی از هزینه های درمان این سه ماه رو واریز کرده بود البته یک سومش رو ولی خوب همینم خوبه برای بیمه تکمیلی و نیاز البته به پیگیری زیادی هم نداشت جز بارگزاری مدارک و ارسال اصلش به شرکت.
به هرحال شروع ماه اگوست رو به فال نیک میگیریم.
آجیم تو این شرایط پاشده رفته کربلا! هرچند که ما مخالف بودیم رفت! خوب ما یه شکاف عظیم اعتقادی و سیاسی داریم تو خونواده که سالهاست با صلح با همدیگه باهاش سر میکنیم و دخالت چندانی تو حوزه اعتقادی سیاسی همدیگه نمیکنیم! مثلا الان برا اون بخش مذهبی خونواده جا افتاده من لامذهبم:))))))) سعی میکنم ماه رمضون نرم خونمون که اذیت نشن اجیم و مامانم که روزه هستن ولی اگر برم هم خیلی عادی شبیه روزهایی غیرماه رمضون ازم پذیرایی میشه. این بار واقعا از دستش عصبانی شدم چرا پاشده رفته کربلا و درگیر موج هیجانی شده اما خوب به هرحال احترام میذارم برای من سلامت جسمانیش مهمه الان که سالم برگرده. وگرنه میدونم روحش سالم نیست با این سبک زندگی و اعتقاد. مذهب تو ایران برای خانمها اون بخش معنویش هست برای اقایون بیشتر تظاهر کسب اعتبار اجتماعی و پیش برد کارها! البته ممکنه چند درصدی این نباشه و متفاوت باشه ولی اون چیزی که پررنگ دیدم همینه. و اکثر مذهبی ها فکر میکنن ماهایی که مذهبی نیستیم و به دین اونا اعتقادی نداریم انسانهایی هستیم که از راه راست منحرف شده و گمراه شده ایم:دیییییی
این ذهنیت که ما خوبیم بقیه بدن توشون خیلی زیاده و فکر میکنم پذیرش غیرمذهبی ها از افراد مذهبی خیلی بیشتر یعنی اونا میتونن یه فرد مذهبی رو تحمل کنن ولی اونا نمیتونن یک فرد غیرمذهبی یا اصلا از دین دیگه رو تحمل کنن! بابا ادمها حق دارن هرچیزی رو دوست دارن بهشون آرامش میده تا جایی که به یه آدم دیگه لطمه وارد نکنه انجامش بدن! اونقدری که مذهب شما ادم کشته و ادمها رو ازار داده اون ادم بی مذهب نه ادم کشته نه کسی رو ازار داده. تا حالا شنیدین اون ادمهای بی مذهب جنگ راه بندازن که دین اون ادم دین دارها رو ازشون بگیرن به راه راست هدایتشون کنن؟