پدرام چقدر به رابطه ما حسادت میکنه ۹۰ درصد بحثهای مارو پدرام شروع میکنه یه تیکه از واقعیت برمیداره میاره میذاره وسط و بعدمیدونه من قشنگ صاف میکنم میم رو همیشه ته ماجرا مشخص میشه که یه تیکه از واقعیت بوده کل واقعیت همونی که میم گفته!

من حتی فهمیدم پدرام منو دوست داره بشدت و فقط هرحمعی که من هستم میاد وقتی من نرم اونم نمیره! الان دارم فکر میکنم این مدل دوست داشتن پدرام چیه؟ میم هم شک کرده بود بارها درموردش صحبت کردیم واکاوی کردیم وقتی میریم باهم بیرون میگه حواست باشه روبه رو پدرام نشینی چون یبار حس کرد داره ازمون فیلم میگیره و سریع به من پیام داد پاشو موجا حس میکنم داره ازت فیلم میگیره هروقتی هست میگه حواست باشه روبه روش قرار نگیری 

یجور بدی سرپدرام مغزم درگیر چون بحث یک طرفه ما سر حرف پدرام بود و میم بنده سکوت کرد هیچی نگفت جز یک کلمه که موجا واقعیت همونی بود که یکساعت پیش بهت زنگ زدم گفتم

آخرشم مشخص شد بنده خدا راست میگه من موندم یه عالمه شرمندگی هزاران حرفی که نمیشه پس گرفت و دلی که شکست مقصرشم من بودم نه هیچ دیگه‌.

آدم باید سهم تقصیر خودشو بپذیره نباید حرف پدرام رو میپذیرفتم.