خوب من رفتم تسکهای کاریم رو ۹۰ درصد انجام دادم اما زندگی نه فقط این چند روز تونستم دوتا نیم ساعت برم بیرون که یکیش کافه رفتن بود رفت کافه محبوبم که یکسال وقت نشده برم اگر بگم حس اصحاب کهفو داشتم دروغ نگفتم چون همه چی دقیقا نسبت به پارسال ۴ برابر شده بود یه کیک شکلاتی با چایی تک نفره ۹۵۰😑 بر باعث و بانی گرانی کم شدن کیفیت زندگیمون لعن و نفرین باد ان شالله همشون پودرو نابود شن بگو ان شالله🙏

درمورد رفتنمم بگم حقیقتا همه ماها ایرانی ها منجمله خود بنده در پیجمون خیلی ادعای وای من خوبم ماهم و... فلان چقدر باشعورن چقد من بافرهنگم بقیه گوهن اینا برمیداریم

اما شعور اینو نداریم وقتی یه نفر داره از یک تجربه بد تلخ یا حتی خوبش مینویسه صرفا صرفا صرفا خودمون بذاریم جاش هممون سیس روانشناسو و عالم عاقل و... برمیداریم

برای همین ترجیحم اینه در روزهای سخت و تلخم نیام ننویسم چون علاوه بر حجمه منفی اون لحظات بار قضاوت و غیبت و حاشیه و خاله زنگ بازی هم الی ماشالله تو این فضای مجازی هرکی به هرکی باید به دوش مبارک بکشیم.

خوب من برگشتم ولی استراحت که نمیشه اسمشو گذاشت چون اونقدر رو دور تند بودم که نگم کلی کار از شرکت یه جلسه سخت، کلی تست جدید و نمایشگاه پیش رو که نگم، هممون هر سال فوبیای این نمایشگاه رو داریم و امسال چند ماه عقب افتاد بخاطر جنگ ربطی به ایران نداره این نمایشگاه اصلا مساله این بود دنیا درگیر جنگ بود و تصمیم جهانی گویا این بوده این نمایشگاه عقب بیفته.

تو اون یک ماه ما اصلا خواب و استراحت همه چیمون تعطیله! و سپتامبر عزیز داره میاد که هممون قشنگ جرواجر کنه!

هنوز چمدون نبستم خونه در وحشتناک ترین حالت ممکنشه، ریشه موهام باید رنگ بشه و یخچال باید تمیز و مرتب بشه خونه رو نگم تمیز کاری و مرتب کاری اساسی نیاز داره نمیشه همینطوری رهاش کنم برم

اونقدر کار دارم الان تو سرم جنگ سراینکه کدوم اول انجام بدم کدوم دوم که نگم فقط لیست چیزایی که باید ببرم رو نوشتم همین.

اونجا همه چی هست بجز قهوه فاطیما گفت عمه همه چی بردم تو خونه کذاشتم حتی نون و گوشت اینام هست تو فریزربار خودتو سنگین نکن البته که نمیگفتم نمیبردم چون حوصله غر زدنای داداش رو ندارم میگه همه چی همونجا میخریم حتی با چمدون آوردن مخالف که بار خودتو سنگین نکن همونجا لباس بخر😑

خلاصه در گوه ترین حالت ممکن چرخ وفلک طوری هستم. بی ناموسهادر بدترین حالت ممکن برقو قطع میکنن ساعت یک تا سه کلا از زندگی عقب افتادم فقط نشستم لعن و نفرین کردم برا این قوم الضالمین ان شالله یکی یکی همشون پودر شن.

قشنگ مشخص که پریودم؟ اصن نگم چقدر اذیتم بابت فشار کار و پریودی

باور کنید ربطی به میم بدبخت نداره اونم حالش خیلی بدتر منه.