خوشا شیراز و وصل بی مثالش؟
· · خواندن 4 دقیقه گفته بودم ازچمدون بستن برای شیراز متنفرم، ولی از شهر شیراز نه بدم نمیادو خیلیم ازمردم شیراز خوشم میاد.
تا رسیدیم مستقیم رفتیم مطب جراحم باورتون میشه نه تنها مطب غلغله و پر بود جا نبود سرپا بایستی راهرو هم پر بود چون دکتر بازم میرن از ایران و آخر شهریور میاد!
تا رسیدم خوب چون من بدون حجاب رفته بودم جای عملم پیدا بود دیگه پولوشرتم یقه اش باز بود معلوم جا عمل بعد خیلی هادوره ام کردن که کی عمل کردی چرا صدات رفته و... اکثرا هم بیماران یا همراه بیمارانی بودن که اومده بودن وقت عمل بگیرن. منشی اولش گفت دوسه ساعت دیگه نوبتت میشه ولی اینجوری دید من جلب توجه میکنم😂😂 یه ربع بعد صدام زد که بیا برو داخل خلاصه اینکه دکتر هم منو دید و گفت برای جای عملت که گوشت آورده برو یه آمپول بخر سریع بیا واست تزریق کنم جای زخم که این بهتر میشه نگران نباش برا صدامم معرفیم کرد به یه پزشک متخصص دیگه که خوشبختانه برا فردا صبح بهم تایم داده و ممکن هست که یه بیهوشی دیگه لازم داشته باشم یه عمل سرپایی طور برا تزریق ژل در حنجره.
دیگه من رفتم آمپول بگیرم طبق همکف و برگردم حالا یه خانمو تصور کنید ۲۰ بیمار بهش میگنن ااا دکتر چی گفت داری میری😂😂 بقول ننه ام همیشه گاو پیشونی سفیدی تو
رفتم آمپول خریدم اومدم باز نشستم تا نیم ساعت دیگه که دکتر یکم دیگه بیمار ببینه منشی خیلب بداخلاقه چندتا دعوای اساسی هم اتفاق افتاد یهو دکتر اومد ببینه چه خبره گفتت ااا موجا تو که نشستی هنوز آمپولتو خریدی؟ گفتم آره گفت پس چرا نمیای واست آمپولتو تزریق کنم گفتم منشی گفت شلوغید صبر کنم گفت لازم نیس دیگه منو برد اتاق جراحی سرپایی و تزریق موضعی انجام داد درد هم زیاد داشت چرا؟ چون نمیشه برا من از لیکوکاییدین یا مواد بی حسی استفاده کرد بعلت همون حساسیت کذایی حالا نمیدونم قرار فردا اینو چطور هندل کنم
خلاصه درد تحمل کردم چندتا جیغ کوچولو و تحمل درد بعد دستیار دکتر میگه داری قیلم میگیری اخه تو این شرایط دختر خوب؟ دکتر میگه نه بنده خدا داره فیلم اندوسکوپیشو دانلود میکنه به من نشون بده نت نیس😂دقیقا فاصله دو معاینه و رفت و برگشت یکساعت طول کشید این فیلم دانلود بشه همش ۹۰ مگ ناقابل بودش.
بعد تازه همه میگفتن شانس اوردی امروز شیراز تعطیل بوده به علت گرما یا آلودگی.
یعنی تازه مطبها و مجتمع های پزشکی خلوت بوده امروز یعنی.
برا فردا هم ساعت ۱۱ باید بیمارستان باشم ببینم خدا چی میخاد اول جراحم گفت باید ژل بزنی اما فیلمو که آخر دید گفت احتمالش هست ژل نخواد موجا نگران نباش🥹 بعدشم اونایی که تو مطب بودن همه برام آرزوی خوب کردن و آرزوی اینکه صدام برگرده🫂
مردمم تو یه سری موارد واقعا مهربون و بی نظیرن
من به داداش گفتم تو برو خونه چون کار من طول میکشه خیلی بنده خدا خسته بود نگفتم؟ صبح پاشده اومده دم در میگه بیا بریم😶😒
توراهم سعی کرد خیلی خیلی خوش اخلاق و نایس باشه😂😂😂میترسید یه اخم کنه من وسط راه پیاده شم
دیگه من ساعت ۷ از مطب اومدم بیرون اسنپ گرفتم اومدم خونه یساعتی هم تو راه بودم چون ترافیک بود شدید تا رسیدم دیدم داداش میوه اینا خریده شسته خربزه قاچ کرده چایی درست کرده و ویفر شکلاتی محبوبم خریده
بعد براش میگم که آمپول زده تو زخم عملم میگه خولی بخدا به ادم نمیگی میری چه بلاها سرخودت میاری شاید غش و ضعف میکردی اونوقت چی؟ گفتم نه پوست کلفت تر از این حرفهام والا
بعدش دوش گرفتم داداش رفت پیش اقواممون و دوستاش منم رفتم سوپری یکم پروتینی های مورد نیازمو خریدم خانم و اقای سوپری هردو گفتن ااا تازه عمل کردی؟ گفتم نه شش ماهه خانم یقه اش باز کرد گفت منم عمل کردم سه چهارسال پیش اصلا جای عملم مشخص نبود همین دکتر من بودش😶شانسو واقعا گفت صدات میادعزیزوم بااون لهجه شیرازیش
و اومدم خونه شامم نیمرو خوردم حالم از غذای بیرون بهم میخوره امروز این همه غذا گرفتیم از بیرون من احساس میکنم یه کوه میکروب دارم میفرستم تو بدنم که معلوم نیست تو اون غذاها چیه اصلا حس غذا نگرفتم از ناهار و شام امشب
خلاصه همینا الان ایقد خسته ام که دارم بیهوش میشم.فقط بخوابم
دعا کنید فردا دکتر بگه همینطوری خوب میشی ژل نمیخاد