پیاده روی کردم هرچند سخت بود چون با اندوسکوپی امروز گلوم زخم شد و نفس کشیدن سختم شد رفتم یه بازارچه نزدیک خونه پیدا کردم نون قندی خریدم و یکم سبزیجات و یه تینت قرمز و یه ژل ابرو، ژل ابروم یادم رفته بیارم.

دندون پزشک قدیمم پیداکردم و ساکن شیراز و اینجا مطب داره ولی حوصله چالش دندون پزشکی رو الان ندارم حقیقتا

دوتا گفتار درمانگر که خیلی تایید شده بودن رو تماس گرفتم یکیشون که گفت مطب امشب برا همیشه تعطیل شد!

اون یکی هم که رفته بود مسافرت خارج از ایران گفت چهارشنبه برمیگردن. چهارشنبه و‌پنجشنبه بهم نوبت بده خوبه و شنبه.

سعی کردم کمی با قدم زدن و خرید حالم تغییر بدم اومدم خونه رو تمیز کردم و یکم گردگیری کردم.

دیدم دایی استوری گذاشته عکس و خودش مرحوم داداش رو خیلی دلم گرفت باز. جوری که مشخص میم مصر که پاشه بیاد پیشم البته نمیدونم خونوادم میخان بیان یانه و...

برقهاکه رفت پکیج هم آب گرم نمیکرد دیگه مجبور شدم با آب سرد دوش بگیرم هرکاریم کردم درست نشد نهایتا فردا یه کاریش میکنم دیگه.

بشدت پوستم خشک شده درحدی دست به صورتم میکشم پوسته پوسته میشه از بعد عمل اینطوری شدم با جابه جایی و تغییر هوا هم بدتر. سرم آب رسانم جواب نمیده اینجا باید فردا برم مرکز خلیج فارس ببینم کرم آبرسان قوی تری گیر میارم که مناسب پوستم باشه.

امشبو سر کنم قوی تر میشم آره؟