واقعیت اینه زندگی این روزها تو ایران حداقل برای من، اینطوریه که فرصت طی کردن دوران نقاهت بیماریمم ندارم، حتی فرصت ماتم گرفتن و شکست عشقی خوردنم ندارم...

الان دغدغه ام بیشتر ازاینکه پنجشنبه جواب اسکنم چیه؟ اینه که چیکار کنم درآمدم بیشتر شه؟ وبیشترکنم کارم رو

خوب وقتی من از خونوادم جدا شدم ومستقل شدم به معنای واقعی از زیر صفر شروع کردم به این صورت که من نه ارث ومیراث نه پول وحمایت ددی یا مامی همرام بود نه میخواستم باشه، من قاشق چنگال و بشقاب وماهیتابه و لیوانمم خودم خریدم تااین حد!

واقعیت تلخ اینه بعد ده سال سگ دو زدن تنهایی همچنان نسبت به اون دخترایی که ادا مستقل بودن درمیارن و باماشین و خونه که ددی خریده از خونواده مستقل شدن هنوز فاصله داری! ولی خوب بقول دوستم درعوض ما امید و اراده داریم یه روز خوب میاد نوبت ماهم میشه که ثروتی رو داشته باشیم که حقمونه که حاصل تلاش خودمونه!

شاید منی که درامدم دلاری بشینم بگم خوب دلار بشه ۲۰۰ خودبه خود درامدم زیاد میشه دیگه؟ چه کاریه کارمو زیاد کنم خوب تو این شت دونی شما همیشه از تورم عقبی نجنبی کلا جا میمونی

براهمین ذهنم بیشتر از هرچیزی درگیر اینه الان چیکار کنم درامدم بیشتر شه؟ قرار بود بعددرمان درخواست بدم یه فیلد دیگه از شرکت خودمون و یه بخشی از کارو من به عهده بگیرم مدیر اول مخالفت کرد بعد موافقت ! دلیل هم بیماری من بود وتسکهای مهم فعلیم! چون تجربه بدی داشتن از باقی کارمندا که به بخشهای دیگه هم رفته بودن و همه تسکهاشون کیفیت پایین اومده بود. من چند کلمه گفتم مدیر کلا نظرش عوض شد و متوجه شدم با مدیر باید حساب شده رفتارکرد قبلا ادم اسونتری بود الان ادم سختتری شده! منم ادم قبلی نیستم !

هم باید درمورد افزایش حقوق هم اضافه شدن تسک بامدیرم صحبت کنم. این مورد نیاز به تمرین وفکرداره چون مدیر باهوشه و هم باید باهاش رک و صریح باشی کلمات مناسب بجا باید پیداکنم باخودم تمرین کنم بااعتماد به نفس پیش برم.

ما مجبوریم تو ایران بخشی از درامدمون رو پس انداز کنیم به معنای واقعی من ازتفریحاتم زدم در یکسال ونیم گذشته، الان با کات کردنم یه کوچولو تفریحی که داشتمم دیگه ندارم. البته این به معنای این نیست که میخوام امسالم اینطوری پیش برم بلکه باید حساب شده تر پیش برم.

دلار ۲۰۰ طلای ۳۰ تومنی محتمل حالا ممکن با یه خبراز توافق و مذاکره اینا یه پایین بزنن که موقت واقعا دیتاهای اقتصادی رو که چک میکنی تن و بدنت میلرزه بابت فروپاشی اقتصادی رکود و تورم انتظاری! 

دوستان لطفا نپرسید شغلت چیه! هروقت پست این مدلی میذاشتم یه عالمه کامنت داشتم شغلت چیه! کنجکاوی دراین موارد جالب نیست هرکس مهارت خودشو داره راه خودشو پیدا کرده دیگه اگر دنبال راهی یا مهارتی یه جمله دارم درهمین کاری که داری عمیق شو! مهارترشو کم نیار.

همین الان من خودم دارم مهارت جدید یاد میگیرم اونم توی ۴۲ سالگی البته من حس نمیکنم ۴۲ سالمه شاید دلیلش مغزمه!

فقط یه توصیه دارم بچسبید به کار و مهارتتون و کارو کارو پس انداز چشاتون روی حواشی و شرایط ببندید.درامد رو نصف کنید یا حداقل یه سوم رو طلا و نقره بخرید ترجیحا طلا اب شده نقره هم شمش! تحت هیچ شرایطی ساچمه نقره یا طلا نخرید کارمزدش وحشتناکه! 

از جای معتبر میتونید انلاین طلارو خرید کنید و به عدد مناسب رسید اونو تحویل بگیرید!

خلاصه همگام درخواب خوشن من بیدارم کلی فکر و دغدغه دارم حقیقتا منم خیلی وقتها دلم میخواد بابا زنده بود دغدغه هام میذاشتم روی دوشش ولی خوب واقعیت زندگی اینه من سالهاست پدرو مادرخودمم و حتی فرصت جا زدن ندارم این خوبه شاید!

من برم بخوابم فردا رو. خیلی مهم و شلوغیه از نظر کاری و همینطور پنجشنبه!