کادوی تولد
· · خواندن 3 دقیقه آجی صبح اومد خوراکی ها رو داد و یه کادو هم همراهش بود گفت کادوی تولدته امیدوارم دوست داشته باشی خوب نمیشد که بمونه تو راه پله حرف زدیم در حد پنج مین، منم همون تایم افت فشار داشتم و رنگم پرید یکم ترسید گفتم بخاطر کم خوابی و پریودی نگران نباش.
یه سیلک زغالی موکا با یک کفش خریده بود جالبه به یه مدل کفش اینطوری نیاز داشتم، البته بدون سنگ کاری کفشه و من دقیقا ساده میخواستم، شلوار هم فیت بود خداروشکر.
واقعا کادوی دلچسبی بود که به دلم بود. بعدش نشد بخوابم چون داداش کوچیکه رفته بود اهواز کار اداری داشت و وکالت از من دیگه هی کد تایید و... اینا میفرستادن روگوشیم باید براش میفرستادم، حالت تهوعم بعد دوساعت بهتر شد کارای امروز رو هم دیشب بخشیش رو پیش بردم
باقی رو صبح زود یاداوری کردم به پارسا و محمد و احمد تسکهای جدید بهشون دادم بابت امروز، قبلش از مریم هم مجوزها مدیریتش رو گرفته بودم بهش اطمینان دادم امروز و فردا رو باخیال راحت سر کنه که آخر ماه و باید تو بخش دیگه باشه گزارشات وحشتناکی رو باید تکمیل کنه هرماه.
به سارا هم تسکشو یکشنبه دادم سرجنگ و اختلاف نظرها دوستیمون خراب شد و شدیم همکارای غریبه این خواسته من بود البته از ادمهای تندرو درهیچ موردی خوشم نمیاد حتی اگر بامن هم عقیده باشن من و سارا هم عقیده بودیم بااین تفاوت که من منطقی تر بودم تندرو نبودم و داشت اذیتم میکرد این پالسها گفتگوهای طولانی و تنشهایی که ایجاد میکرد به راحتی یه روز وسط صحبتهاش گفتم سارا جان ببخشید باهمه ی احترامی که برات قائلم دیگه تمایل ندارم بامن درمورد سیاست صحبت کنی تمایلی ندارم تو پی وی و یا اینستا تو دایرکتم این حجم از مسائل سیاسی باشه من نیاز به آرامش دارم و از طرفی توهم به عنوان یک دکتر دچار سوگیری شدی باید روی این بخش روان و افکارت کار کنی اینکه من دارم ازت خداحافظی میکنم ممکن موقت باشه یا نباشه ولی الان تمایلی به ارتباط ندارم! چون من ایرانم و هزاران فشارو دارم تحمل میکنم نمیخوام دوستمم بهم فشار بیاره تو دایرکت و پی وی و تماس تلفنی و....
پذیرفت؟ نه یک پیام نوشت در حد تومار سه صفحه A4 من هیچ جوابی ندادم جز اینکه گفتم قرار بود کش ندی بحث نکنی و احترام بذاری به درخواستم این رفتارم به معنای ایگنورکردنت نیست من ظرفیت روحی و عاطفیم فعلا همین حده!
خلاصه چیکارکرد؟ هیستوری چت تلگرام این همه سال رو حذف کرد! من آنفالوکردم از اینستا ولی یه دایرکت دادم به بحثمون ربطی نداره به این ربط داره من میخوام چند روزی دورباشم هر دوستی و آشنایی که شونصدها استوری سیاسی در طول روز میذاره! هاید کردن هم گزینه خوبی نیس چون درنهایت میای درموردش صحبت میکنی فلانی فلان ری اکت نشون داد یا نداد یا...
پس کلا این رو جدابدون از اختلاف و تنش پیش اومده تو چت تلگرام! گفت اوکی اشکالی نداره راحت باش!.
یعنی من شعورم همین حد میره با آدمها درست و قشنگ با توضیح خداحافظی کنم ولی اینکه شعور طرف مقابلم برسه بپذیره نپذیره درست برخورد کنه یا بد این بخشش با من نیست!
کارش خنده دار و بچگانه بود و واقعا ناراحت نشدم ناراحتم نیستم الان همکاریم فقط و اتفاقا بهتر شد چون خودشم فهمید تندروی کرده و داره ازچشم همه میفته! پیجهاشم بست!
میخوام بگم به مرحله ای تو زندگیم رسیدم انگار خیلی راحتتر از قبل ادمهارو میذارم کنار راحتتر از قبل نبود آدمهارو میپذیرم.