بیدار
· · خواندن 2 دقیقه ساعت ۱ونیم نا ۲ خوابم برد و بیدارشدم دیگه خوابم نبرد و همچنان بیدارم
اونقدر که الان صدای کنجشکها رو میشنوم وازشون متنفرم کلا از صدای گنجشک اول صبح متنفرم
ار بچگی متنفر بودم از این صدا بهم اضطراب میداد نمیدونم چرا؟
روز خیلی پرکاری درپیش دارم
بخشی از کارهارو پیش بردم به اجبار که عقب نمونم هم تینکه ددلاین دقیق دارن
مریم پیام داده پارسا کمکت بود تو این تسکها؟ خوب ما دو مدل گزارش روزانه داریم
برا انجام تسکهامون یگی همون چک لیست هست که تو گروه مخصوصش میذاریم
یکی هم تو گروه کاری خودمون هردو هم شخصی هست
میگم پارسال ۱۵ ول کرده رفته نیومده تا ۲۱ رفتیم چک کردیم دیدیم درسته
رفت بازخواستش کرد میگه اینطوری به تو فشار میاد تسک دونفرو پیش میبری
احساس میکنم چون حقوق بسته به فعالیت فرد شده اینا نزدیک حقوق میشه فعال میشن حقوقها که واریز شد ول میکنن تا هفته پایانی ماه میلادی!
قشنگ پسرا این مدلی ان
من بی مسولیت تر از مرد ایرونی توی کار ندیدم
این همه سال کار کردم با همه مدل آدمی مردای ایرونی بدترینشون بودن زیر کار درو و بی مسولیت!
ببینم من میتونم دوسه ساعتی بخوابم واقعا؟اونقذر بیدار موندم که وقت خوردن داروهام شد
کریم هم حالمو پرسیده بود نشد جوابش بدم حالم اوکی نبود کریم هم چتش طولانی میشه میخواد انرژی مثبت بده بهم
کار پدرام درست نشد برگشته اینجا
ولی با روحیه خراب
و افسرده
اما داره تلاششو میکنه
امیدوارم از پسش بربیاد.
سیم سیم و خواهرش زنگ زدن برات غذا چی درست کنیم؟ گفتم باور کن استامبولی درست کردم حالم خوبه
گفت نه باید این چند روز ما برات اشپزی کنیم
گفتم وضعم جوری نیست مراقبت بخوام اوکیم فقط قرنطینه ام
فقط منتظرم دوشنبه بشه برم کافه
برم دیدن سیم سیم بعد ۴ ماه شب ۱۸ دی آخرین باری بود همو دیدیم
قشنگ مشخص ذهنم چقدر درگیره؟ چقدر پراکنده گویی داشتم