انگار زندگی همینه تو دلت وافل میخواد با یه عالمه توت فرنگی و موز که غرق باشن تو سس شکلات و کارامل، اما فقط کره بادام زمینی و موز و عسل داشته باشی تو یخچال، امروز داشتم به دل بخواهم یا همون خواسته ام و نیازهام فکر میکردم براهممون همینه احتمالا که فاصله خواسته و نیازمون یه دنیا فاصله است. 

از اون روز پرکارهای سخت امروز که از صبح درگیرم فرداهم احتمالا مهمان داشته باشم و باید خونه رو تی بکشم و جارو کنم حتما. دیشبم که نخوابیدم این کم خوابی رو مغزم و عملکردش تاثیر کذاشته مریمم امروز نیست اینور و اونور شلوغه باید حواسم به پسرها باشه خراب کاری نکنن.

راه پله رو تمیز کردم و شستم، خیلی وقت نداشتم. دیشب لوبیا خیس کرده بودم تا لوبیاها بپزه منم فیله مرغ با سیر رنده شده و روغن زیتون فلفل ونمک مزه دار کردم که ناهار سالاد سزار بخورم. درهمین حین کاهو پیچ و خیار و گوجه هم گذاشته تو آب و مواد ضدعفونی. باید کم کم حبوبات رو بیارم توی تغذیه ام مدتی بخاطر معدم حبوبات نمیخورم.

تا اینجا خونه که دارم مینویسم خونه رو جارو و تی کشیدم و الان عود روشن و من دوش گرفتم، تو سرم جنگ نیست، چون همه تسکهام تیک خورده و من آرامش دارم منتظرم یکم آب موهام گرفته بشه و سشوار بکشم و برم یکم قدم بزنم.

دلم میخواد کیک هویج درست کنم البته گذاشتم برای آخرشب چون باید حتما برم پیاده روی کنم نیم ساعت. شام هم سبک میخورم که بتونم یکم تحرک داشته باشم.

ظهر یکی از دوستام تماس گرفته کلی غر زد بابت اینکه پدرمادرش بهش پول تو جیبی کم میدن اونم در 43سالگی! 

 نمیدونم ماخیلی دخترهای مستقلی هستیم یااینا خیلی گوگولی ونازن؟ عزیزم شما الان باید یه خونواده رو خودت اداره کنی الان پدرت تو سن ۷۰ سالگی چه بدهی به شما داره که بخواد شمارو به خواسته های عجیب غریبت برسونه؟ 

امروز میم از دستم دلخور بود که چرا فلان امتیازو از دست دادی و نگفتی من پول واریز کنم و....

من واقعا با پول قرض کردن هم مساله دارم حتی اگر طرف مقابل خودش بخواد چنین لطفی کنه من نمیپذیرم نکه پول نداشتم اتفاقا داشتم نقد نداشتم ولی خوب اونقدر باشعور بود که خودش داوطلب شده بود هرچند من نپذیرفتم.

خلاصه موندم بعضی آدمها چرا اونقدر از زمین و زمان طلبکارن و اتفاقا دنیا بیشتر به کام این ادمها میچرخه.

ماهایی که از خونواه جامعه و ... توقعات خیلی پایینی داریم اوضاعمون اینه که باهزاران تراما داریم دست و پنجه نرم میکنیم.