تولد میم
· · خواندن 2 دقیقه نازی ایقد از وسط روز زنگ زده پاشو بیا فس فش نکن یک خونه باش و فلان و....
منم دربدترین ورژنم بودم باحالت تهوع ورم و پی ام اس
تازه میم هم تماس گرفت شب ویلا گرفتم توکه مشکلی نداری ؟ گفتم فقط بگو کیا هستن
من این روزها اصلا دلم نمیخواد وسط جمع و مهمونی باشم ولی خوب نمیشد شب تولدش تنهاش گذاشت اصلا به روخودم نیاوردم تولدته!
فیله مرغ مزه دارکرده بودم برا شب ساندویچ سزار درست کنم براش رفته بود یه عالمه فلفل خشک چیلی و گوجه خشک و رزماری گرفته بود برا ساندویچ
گذاشتم تو روغن زیتون که مزه دار بشن و تازه کیک هویج پختم به لطف میم که یادش بود آرد بخره، تندتند آماده شدم و میم تماس گرفت خودم میبرمت خونه نازی
رفتیم اول گل خریدم برا میم هم گل رز خریدم وقتی اومدم تو ماشین تعجب کرد براش گل خریدم, اونقدر بچها شیطنت کردن خوب بود حداقل بک گراند حرفاهمون صدابچها بود نذاشتن حرفمون بره سمت بیماری زیاد و نازی پیام داد چرا موقع خداحافظی نذاشتی بغلت کنم؟ چراامروز ایقد غمگین بود؟ هرچیم سعی کردم نشد... ببخش
گفتم نه خوب بود بخصوص صدا بچها. باهم خمیر کلوچه درست کردیم پسرش امیرعلی عاشق کلوچه فومن که من درست کنم. بعد چندسال بالاخره نازی یاد گرفت ازم و شاید یادگاری شیرینی شد ازمن.
دیگه ۷:۳۰ زدیم بیرون اول منو بردن نون چاپاتا خریدم و دیگه رسوندنم خونه میم هم پیام داده بود تنها میریم ویلا. منم اومدم خونه با خیال راحت فیله هارو گذاشتم سرخ بشن تو روغن زیتون رفتم دوش گرفتم و کاهو وگوجه خرد کردم و کیک گذاشتم وژله توت فرنگی میخواستم ترند دبی رو تست کنیم بچها واقعا مزه سوون اپ با ژله توت فرنگی عالی بود.
میوه و... هم میم خودش خریده بود و مزه و تنقلات
۹ تا ۱ونیم ویلا بودیم که خیلی خوب بود بخصوص خنکی هوا و بوی شب بوها
میم عاشق ساندویچ سزار هست ولی با دستپخت من. من گوجه خشک و چیلی اضافه میکنم که خیلی خفن میکنه مزه اش رو.
ازطرفی شرکت اونقدر امروز زیاد بود نت هم داغون من احساس میکردم کوه کندم!
میم دیگه اخرش گفت امشب تولدمه ها🤒
واقعا حوصله تولد بازی نداشتم دوبار توی روز اونم با ماسک حال خوب زدن
متوجه بود که اوکی نیستم گفتم چند روز دیگه بهترشدم تولد دوتامون باهم میگیریم
ولی خیلی خوب بود حال و هوامون عوض شد فردا اونقدر شلوغیم فقط خدا کمک کنه بگذرونمش
باهمین حال و تنگی وقت کلی کارهارو رسوندم تسکهارو دان کردم
اما فردا تااخرشب گیرهستم شدید