شب گریههای تب دار سیگار پشت سیگار
· · خواندن 2 دقیقه امروز این شعر تو مغزم پلی میشه
نه توسرم بلکه تو یه بخشهایی از مغزم
دیشب خواب دیدم میم سیگار آتیش کرد داد دستم من یکی دو دقیقه بین انگشتام نگه داشتم
بعد گفتم من نمیکشم و پس دادم بهش.
یه مدتی تفریحی که نه از غم زیاد بعد فوت داداش سیگار میکشیدم
اوایل آشناییمون با میم بود میرفتیم بیرون هی سیگار آتیش میکردم من
بعد تحمل بوی دود قلیون و سیگار خیلی سخت برامن، همیشه اینطوری بود حساس بوده ریه هام
البته خیلی وقته نکشیدم نفسشم ندارم دیگه، دلمم نمیخواد اصلا بکشم، میم هم سیگاری نیست درحد هفته ای یه نخ
بعد هروقتم پیش هم بوده خواسته بکشه گفته واست خوب نیست
من علاقه به آب انگور و متعلقاتش هم ندارم هیچ وقتم مست نمیشم
چندباری تست کردم نه دوست دارم نه اصلا اثری رو من داره مسخرس پیشم
که آدمها هرهفته هرروز میخورن خوششون میاد! از جمله میم آخر هفته ها
ولی خوب مشکلی ندارم علاقه اش هست دیگه هروقتیم تو جمع میخوان بخورن
میگه واست خوب نیست حالا نکه من علاقه دارم😂😂
از شنبه قول دادم فست فود نخورم و تاالان خوب پیش رفتم
تا شنبه آینده خبری از شام بیرون و فست فود نیست و سعی کردم آشپزی کنم این هفته
در پی ام اس ترین حالت ممکنم ولی خوب تسکها زیاده و باید دوام بیارم
این ماه اونقدر خریدهای چرت و پرت داشتم که باید کاپ بدترین خریدهارو بهم بدن
بدون فکر از بی خوابی قشنگ پی پی کردم تو کارتم با خرید انلاین مزخرف😶
جوری که میم میگه موجا مگه تو از شلوار دوسه تا نداری؟ این یعنی خرید جدیده؟؟در این حد
چند روز هوا بشدت آلودست بخصوص دیروز که اصلا نشد من برم حتی تو راه پله چه برسه بیرون رفتن الان جدی جدی جز گروه پرخطرم!
دوستم بود میگفتم زنگ میزنه چرت و پرت میگه؟ دیروز پیام داده دایی من سرطان داشت شش ماه مهلت داده بودن دکترا سر شش ماه مرد! تو زود فهمیدی الان ناراضی زود فهمیدم؟ خوشحال سرطان دارم؟ کلا همه اطرافیان میگن این دوست نیس دشمن درحقیقت
و به رابطه و زندگی و کارت حسادت زیادی داره اما درک نمیکنم چرا دوست من باید چنین کنه؟