این مدت اینقدر شل گرفتم هیچ حساب کتابی نکردم امروز نشستم حساب کتاب کنم نمیفهمم چی به چیه!

یه مقداری پولهای میم تو حسابم بوده کلا قاطی شده حالا باید بشینم بعدا سرفرصت حسابی جمع و تفریق کنم. باید از این تمپلیت های آماده استفاده کنم از این به بعد.

دیشب تا ساعت پنج صبح خوابم نبرد چون روز زیاد خوابیده بودم هیچ رقمه خوابم تنظیم نمیشه هی منتظرم بدنم به داروها عادت کنه به روال عادی برگرده و نشده!ریزش موی خیلی بدی گرفتم راه آب حمام پراز مو میشه هرروز، شونه ام همینطور😮‍💨

دیشب قرار بود با میم برم کارهای بیرون رو انجام بدم یعنی خودم میخاستم برم نذاشت گفت راهش دوره صبر کن خودم ببرمت، یکیش دستگاه قهوه ساز بود باید تعمیر و سرویس میشد یه مدت قهوه خوب نمیده! دومیش فعال کردن رمز پویای یکی از کارتهام بود که باید میرفتم دستگاه ATM  فعالش میکردم.‌ گفتم خب اینطوری نمیرسم پیاده روی کنم که دیگه سریع رفتم تو کوچه روبه رویی که خلوته دوسه دور پیاده روی کردم نیم ساعتی و برگشتم.

آخرش رفتیم دنبال کارها ساعت ۱۱ شد مجبور شدیم شامم بیرون بخوریم عین هرشب هرچی میخوام شام بیرون حذف کنم نمیشه😶 چون من شب زی هستم و روزها از بیرون رفتن بدم میاد قشنگ غروب میشه من فعال میشم🤒

دیشب که خوابم نمیبرد نشستم چندتا تسک سخت امروز انجام دادم! و فرستادم، دیگه صبح تونستم پنج ساعتی بخوابم.

نمیدونم اسمش فرار؟ یا نادیده گیری؟ یا کنار اومدن؟ خیلی به بیماریم فکر نمیکنم سعی میکنم بگذرونم فقط. چون به اندازه کافی در زندگی روزمره ما ایرانی ها مساله برای نگرانی استرس و اضطراب وجود داره، صاحبخونه عزیز هم اجاره رو دقیقا دوبرابر و خوردی کرده! که گفتم سخت برای من پرداخت همچین مبلغی! هنوز جواب نداده ببینم ایا قرار تخفیف بده؟؟