لش کردن!
· · خواندن 3 دقیقه امروز تا ساعت ۱۲ خواب بودم واقعا چسبید، بعد چند روز فشارکاری و خستگی، اولین کاری که کردم یه املت درست کردم نون گرم کردم نشستم صبحانه مفصل خوردم بعد وسایل ارایشی رو تمیزکردم و میز مرتب کردم هرکاری کنیم درنهایت موقع بیرون رفتن شلخته میشه🥲
میم هم حسابی حسادت کرد که من تا ۱۲ خوابیدم ایشون سرکارن، ناهارهم مایه کتلت داشتم که سرخشون کردم و بعد گذاشتم ایرفرایر روغنش گرفته بشه و البته اندازه دو وعده بود و نصفش رفت تو یخچال که خنک بشن بعدم فریز، احتمالا دوسه روز بیشتر نذارم تو فریزر، چون غذای منجمد نمیخورم.
خونه شلخته و کثیف هست باید اشپزخونه حسابی گردگیری و تمیز بشه اونقدر جنوب وسایل زود خاک میگیره که تمیز کاری درحد چندساعت دوام داره بعد همه چی خاک میشینه ومن نمیدونم اصلا این خاک از کجا میاد؟
باید فردا برم ازمایش امیدوام وقت کنم و حسشم باشه بزنم بیرون از خونه، معمولا روزها متنفرم از بیرون رفتن وقتی غروب میشه عین خون آشامها سرحال میشم دلم نمیخاد تو خونه بند شم.
دیشب ساعت یازده ونیم هوس بستنی کردم میم هم هیچ کدوم از ماشینها پیشش نبودن یکی رو دامادشون برده بود یکی رو داداشش، خودشم با دوستش بیرون بود گفت بیام دنبالت؟ بریم بستنی بخور برگردیم گفتم نه با دوستت اوکی نیستم، چرا؟ چون برا تولد میم دعوت کرده بود خانمش نیومد الان من پاشم برم بااینابیرون بدون حضور خانمش هم جالب نبود هم خودمو سبک کرده بودم! خانمش اقوام پدرام ایناست که خودشم ازاینا خوشش نمیاد میگه حق نداری جلو این دو نفر افتاده و ساده باشی راستم میگه من کلا ادم مغروری نیستم، هرچند هرکس منو ببینن فکرمیکنه خیلی مغرور و خشکم، ولی واقعا ذاتا این نیستم و امااگر کسی بخواد برام کلاس بذاره عمرا محلش بدم!
خلاصه اینکه نرفتم و هرچیم میم اصرار کرد اصلا دلت هوس کرده بگیرم بیارم دم در؟ گفتم نوچ میمونم فردا باهم میریم.
یه موردی که ذهنمو مشغول کرده اینه یکی از دوستام چندباری میم رو دیده و ازقیافه میم بشپت و غلظت خاصی تعریف میکنه پیش من! ما زنها خودمون حس ششم قوی داریم و از طرفی ادم زن ومرد نداره بالاخره به پارتنرمون کشش ج ن ×ی داریم دیگه. طرف یجوری تعریف میکنه که به میم کشش داره! چندباری گفته اره فلانی چقدر بی نقص و جذابه برا زنها اصلا دست بذاره رو هرکی نه نمیشنوه و.... این فکرمو مشغول کرده که چرا طرف اینو باید بگه؟ اونم کسی که خودش متاهل؟ بعدم منم از نظر ظاهری جذابیت های خاص خودمو دارم قطعا خیلی جذابم برا اکثریت جنس مخالف و من میم در یک سطحیم اصلا شاید من بیشتر. تازه اگر دوست منی قطعا باید هی منو ببری بالاتر بگی اره تو از فلانی حالا سرتر نیستی نکه مثلا بیاد میم رو خراب کنه ولی میتونه بگخ خیلی بهم میاین و خیلی هردو خوبین و... نکه هی تعریف یک طرفه کنه از میم. خلاصه داشتم به فاطیما میگفتم ناراحت شد گفت عمه یعنی چی طرف داره تو روی تو اینارو میگه؟ مگر منظور خاصی داشته باشه!
حالا من اصلا در حد و شان خودم نمیدونم به دوستم حتی برادرزادم بگم شوهرت یا پارتنرت فلان چقدر جذابه و فلان و.... اصلا چراباید چنین چیزی بگم؟ درنهایت نظرمو خاست میگم ادم شایسته ای هست ادم خوبیه خوش استایل هم هست مثلا! اگر باشه البته
هیچ وقت نشده اینطوری از مردی تعریف کنم جز پارتنر خودم. واقعا بعضی ادمها عجیبن!
چرا دوست من این مساله رو چند بار بیان کرده؟؟؟. به میم کشش داره؟