دعوا و روزهای لایت کاری
· · خواندن 2 دقیقه این دوروز کارمون سبک بود ولی فردا و پس فردا روزهای پرکاری هست برام، امروز نصف روز خواب بودم چون دیشب از ناراحتی خوابم نبرد.دعوای سختی با میم سرخونه داشتم.
ازاول تمایلی نداشتم قضیه خونه رو به میم بسپارم چرا؟ چون من ادمی نیستم بتونم هیچی رو به هیچ کس بسپرم و خیالم راحت باشه اصلا خونم به جوش میاد نمیتونم با خیال راحت به کسی برا کارهام تکیه کنم، مثل قضیه بیماریم انتخاب جراح و...
منتظر یه فرصت بودم این ماجرارو اختیارش از میم بگیرم اختلافی پیش نیاد که با یه سهل انگاری میم کلا من اعصابم بهم ریخت آنچنان عصبانی شدم ازاون مدلها سالی دوسالی یبار میزنی یه نفرو له میکنی اونقدرم جیغ جیغ کردم همون صدایی که نداشتمم پرید و بدجور زخم شده گلوم.
بعدم که منو رسوند خونه 600پیام دادم بدتر شستمش یه دونه جواب نداد.
صبح بیدارشدم دیدم از فشار عصبی کهیر زدم ناجور، لب به غذا هم نزدم تاالان معدمم که بعد عمل داغون شده،
من 30سال گذشته از فوت بابام نتونستم رو هیچ کسی حساب باز کنم 12سالم بودم الان 42سالمه ولی نشد رو هیچ کس من حساب کنم همیشه کارمو باید خودم انجام بدم نمیدونم این نقص منه؟
خلاصه روز تخمی بود الانم خوابم نمیبره
تازه دیشب دقیقا دوستم اطلاع داد که اون اداره خاص خواستتش و کلی ترس و نگرانی داشت بابت چند استوری معمولی اونقدر با چند وکیل حرف زدم تا بالاخره یکیو انتخاب کردیم باهاش رفت استرس اونم بود
فقط تونستم غروب با آژانس برم دفتر پیشخوان یه سری مدارک پست کنم و بعدشم پیاده برگردم یکم ذهنم آروم شه ولی قشنگ قیافه وحالم تخمی بود.
یه اقایی سرم داد زد چرا ازاونور نمیری حالا من تو پیاده رو غرق افکارم بودم یارو با موتور بدون چراغ خدارحم کرد بهش وقتی رد شد شنیدم چی گفت اگر نزدیکم بود قشنگ سیاه و کبودش میکردم مردک رو.
چند ماه پیش یه روز حالم خیلی بد بود زدم بیرون تو تاریکی یه اقایی رد شد گفت ماشالله برگشتم گفتم چه غلطی کردی؟ یبار دیگه تکرار کن اگه مردی گفت گوه خوردم ببخشید شرمندم رفت
خداشاهده در این مواقع قشنگ قابلیت جنایت در خیابان دارم از اثرات و فشارهای زن خاورمیانه ای بودن.
باسه تا املاکی صحبت کردم اصلا گزینه های مناسبی نداشتن
ساقی و شوهرشم با دوتااز آشناهاشون صحبت کردن اطلاعات گرفتن و شماره تماس ببینم چی میشه.