دیروز میم از سرکار که برگشت تماس گرفت یکم جو بینمون عوض کنه بعد از اونطرف هم یجورایی داشت دلجویی میکرد، منم یکم سرد شدم بعد عصری باز رفته بود دنبال خونه واسه من، حالا ظهر ما صحبت کردیم تو این موضوع دخالت نکنه! یعنی خواسته خودش بود، قشنگ فشارم رفت بالا مرد وقتی میگی خودت پیگیری که دعوامون نشه چرا میری دنبال خونه واسه من؟ 

یه دعوای دیگه کردیم بعد میگه نمیای ببینی خونه هارو؟ رفتم شرکت تکلیفم باهاش روشن کنم البته کارت بانکیمم تو ماشینش جا مونده بود هرچیم دوروزه میگه بیا ببرش نمیرم چون نمیخواستم ببینمش🫠

باماگ استنلی و ابجوش به دست رفتم اونجا بعد هردومون خندمون گرفت از دیدن هم، گفتم اومدم واقعا تکلیفم روشن کنم باهات، گفت تایم گرفتم ملت منتظرن اول بیا بریم خونه هارو ببین، هردو خونه انصافا عالی کابینتها و کمددیواری فراون و شیک فایبر گلس، کف خونه پارکت و... خونه اول بدیش این بود تو مجتمع میم هست من اصلا اونجا رو دوستندارم! زندگی در اپارتمان که شلوغه مناسب روحیات من نیست، دومین مساله این خونه صاحبخونه اش بود هم منصف نبود هم اینکه میم گفت میخاد خونه رو بفروشه!

دومین خونه خونه‌ی دوست میم بود که خودش ساکن تهران و اما نگم یه اقایی مجردی ساکن خونه بود که ما رفتیم قشنگ خونه تیمی بود! از نظر امنیت مناسب من نبود خونه ای که محل خوش گذرونی یه مشت مرد قطعا بدرد من نمیخوره امنم نیست! همه راه درروهاشم همه بلند!

من احساس میکنم میم منو میبره که منصرفم کنه از جابه جایی. 

نشستم حرف زدمم مرد مومن من اصلا قرارداد این خونه رو تمدید میکنم وقتی پامیشم که خونه مناسبم پیدا شده باشه اصلا عجله ندارم بی خیال اصلا.

واقعا بااین شرایط عجله ای رفتن درست نیست منطقی هم نیست چون من میخام خونه ای برم که صاحب خونه سال آینده نگه خونمو لازم دارم! دوم اینکه دندون گرد نباشه سال اینده ۱۰۰ درصد بذاره رو اجاره و پول پیش.

تا تو زمستونم میگردم دنبال خونه اصلا فقط جایی باشه که مطابق سلیقه من باشه. حالا ببینیم چی میشه ماه آینده احتمالا خونه های بیشتری پیدا بشه تکلیف خونه دوستم اخر مرداد مشخص میشه که خونشون فروش میره یا نمیره! اینطوری طبقه بالاشو میتونن بدن من اجاره خونه مطابق سلیقه من بود تا چهارسال پیش الان نمیدونم خونه داخلش همونطور تمیز یانه!

روبه روی خونه میم هم هست😶😑

تمریناتی که دکتر داده رو انجام میدم خیلی درد داره و اذیت میشم ولی امیدوارم درست بشه همه چی🙏

دیشب میم میگفت خیلی عصبی شدی نمیشه اصلا باهات حرف زد گفتم سرجریان خونه تو حرف منو نمیفهمی منم حرف تورو همین والا.

خوب دیگه ادم تو بلاتکلیفی محل زندگیش اذیت میشه اضطراب میگیره طرفش کیه چطوریه و....

اون همکارم بود کم کاری میکرد محمد رو میگم. از تیم ما خط خورد دیشب معمولا اخراجی هارو میذارن اخر برج که حقوق طرفم کامل پرداخت کنن. البته کامل اخراج نشد تو یه دپارتمان دیگه فعاله که اولم براهمون استخدام شده بود بعدش پیشزفت کرد اومد به دپارتمان ما و دپارتمان من وحسین که کم کاری چندماهه اش اونقدر زیاد بود مجدد برگشت سرجای اولش ودیکه هم نمیارنش اینجاها امیدوارم تو کارخودش قوی بمونه خط نخوره از اونجا و تجربه بشه براش و براش خیرو برکت داشته باشه این رفتن.