انگار چهله زمستون کولر گذاشتم رو دمای پایین خونه یخچال، رفتن زیر دو پتو که همیشه سرما چاره کاره برای خوابیدن، اونقدر دستهای رو کیبرد بوده که بشدت انگشتهام درد میکنه، تسک ها رو دان کردم و خیالم راحت شد، تسک دوست عزیزمم تمام کردم و چشای اقای ی رو میتونستم تصور کنم از اون ور کره زمین که برق زد و خوشحال شد، اصلا در باورش نبود چون قبلا برا انجام کارهاش کمی بدقولی میکردم، خوب اونورآبی ها تایم براشون مهمه منم ان تایم شدم چندساله. 

فردا آجی قرار بیاد پیشم نمیدونم قرار چقدر بمونه باید فکر شام هم باشم، اون بنده خدا بود پست قبلی سه مدل غذا درست کرده بود؟ امروز وقت نداشت و نون پنیر خورد😅😅 کمک میم دراین مواقع اینه میگه برم برات غذا بگیرم؟ خوب غذای بیرون ندوست مرد پتشو خودت برا من یه غذایی درست کن. هرچند بنده خدا پاش داغون شد رباطش آسیب دیده, امروز از قشار کار و خستگی چندباری حرف بد زدم که کارت زرد گرفتم از میم از بی تربیتی بدش میاد آقا چرا من قدیسه میسازی بذار فحش بدم رابطه ای که نشه توش فحش داد به چه دردی میخوره؟

یکی از بهترین و جنتلمن ترین همکاران رفت امیر چقدر انسان شریف و نازنینی بود امروز استعفا داد البته بهش حق میدم شرایط کاری ما وحشتناک نه تفریحی نه مرخصی نه حتی آف همش کاروکار همه کارها هم فورس، با ددلاین محدود ادم خسته میشه خیلی از رفتنش ناراحت شدم واقعا غمگین شدم که رفت و خداحافظی کردم ازش.امیدوارن هرجا میره خیر و خوشی و پول و برکت بیاد سمتش.

برادر رییس همون که رییس منه احساس میکنم جنون قدرت و پیشرفت داره و این بچهارو نابود کرده.

خوب غرغر بسه برم بخوابم

شب همگی بخیر