آرشیو شهریور 1405

پست‌های منتشر شده در شهریور 1405

بالاخره گذشت!

موجا موجا · موجا ·

میم امروز حرکت میکنه و میخاد بیاد اینجا البته من استرس دارم تا حالا از این مدل کارا نکردم😂😂 ان شالله به خیر میگذره

دیروز عصر که از بیمارستان برگشتم یعنی همون تو بیمارستان من میگرن بدی شدم شاید سالی یبار اینطوری شم یا دوسالی یبار خیلی بد بود. صبح که برق رفته بود دوباره ساعت ۷ تا۹ شبم برقها رفت البته برامن بد نبود چون از نور بدم میومد دیروز عصر و هیچ جا نتونستم برم.

شامم که داشتم تا جون داشتم سمنو خوردم بسکه عاشقشم. حالا یادم باشه قبل رفتن ثبت سفارش کنم دوسه کیلو بخرم ببرم.

دیشب پیجمو یکی از شرکتهایی که از برندشون استفاده میکنیم استوری کرده پستمو وهم لایک کرده بود😅خیلی خوب بود یعنی انتظارش نداشتم با ۱۳ فالوور شرکت همچین کاری کنه. و این نشون میده که دارم درست پیش میرم الان میفهمم یه سایت و یه پیج بیاری بالا اونم دست تنها چقدر سخته و کسب وکار و بیزنس شخصی چقدر بی خوابی و شب بیداری و استرس پشتشه

میم دیشب میگفت من مخالف کارتم چون تو نبایذ استرس بدی به خودت نباید خودتو خسته کنی و من نگرانم این شرایط بهت آسیب بزنه میگم قبلا از فکر و خیال خوابم نمیبرد الان حداقل اون تایم دارم کار میکنم وقتی میخوابم که به خواب نیاز دارم میگه اگر اینطوری اوکی پیش برو

امروز روز شلوغی داریم تو کمپانی و من تازه باید امروز خونه رو تمیز ومرتب کنم میم داره میاد

خودمم چندتا کار دارم بیرون🤒

ببینم به کدومها میرسم؟ 

 

از شکایت

موجا موجا · موجا ·

خوب امروز طبق قرارمون حدود ساعت 12/30رفتم بیمارستان و شکایت نامه ام نوشتم دو سه نفر از جمله مدیر بخش پرستاری و مدیر بخش جراحی و مدیر بیمارستان رو دیدم و یاهاشون صحبت مفصل داشتم قرارشد ظزف دوسه رو جزییات شرح عمل و نظر دو پزشک متخصص دیگه رو بپرسن و اطلاع بدن مدیر بیمارستان گفت مستقیم میتونی بری پزشکی قانونی از اونجا هم ثبت کنی درخواستت و پروسه قضاییشو طی کنی برا بیمارستان مشکلی پیش نمیاد فقط جراح مقصر نه هیچ دیگه ای پس راحت میتونی اقدام کنی!

اکثرا میگفتن مورد داشتیم صداش با تایم طولانی تر از شماهم صداش برگشته!

همونجا یه حال بدی شدم میگرن شدید جوری فکم و دندونهام تک تک استخونهای صورتمم درد میکرد.

اومدم خونه قهوه خوردم بهتر نشدم درنهایت بعذ یکساعت قرص خوردم و فقط ۲۰ درصد موثر بود همچنان درد میکشم ضبح دوساعت برق رفت الانم برق رفته و باید دوساعت صبر کنم برق بیاد

اونقدر سردردم شدید بود که نوبت امروز کنسل کردم خوب شد شام رو ساعت ۶ سفارش دادم هوس حلیم بادمجون کرده بودم در هم سمنو چقدر من عاشق سمنو هستم😍😍 وعاشق شیراز چون همه فصلی سمنو داره.

هرسری میام دوسه کیلو میخرم میبرم باخودم. این سری مدل ساده گرفتم خودم تو خونه پر مغز گردوش کردم یکمم سردردم بهتر کرد😆 شاید یکمم سردردم بخاطر فشار عصبی و افت قند بوذه 

البته این هفته من از روزی که اومدم فقط شبی چهارساعت خوابیدم شبها کار میکردم و نصف روز باقیشم که درگیر دکتر و پیدا کردن دکتر.

چقدر انرژی منفی محیط درمانی و چقدر حرص درار از بابت هیچی مثل بی مسولیتی ناجوانمردی پزشکها حالم بد نیست مکملهایی که دیشب کردن تو پاچم و برام مضر همین غمگینم میکنه اگر بیمار بی سواد باشه چی؟ همینطوری مردم به کشتن میدن!

امروز یه دختر کوچولو به خونوادمون اضافه  شد و برادر زاده ام محمد خانمش امروز زایمان داشت

عین فرشته ها بود خوشگل سفید و مهربون. امیدوارم زندگیش پراز عشق و شادی بشه❤️

کارای سایت و پیج خیلی سنگین ولی خوب پیش میره و آمارش تو همین چند روز عالیه ولی خوب من دست تنهام همه کاراش باخودمه و بشدت انرژی میگیره ازم میم هم غر میزنه کارها کمپانی عزیزت کم بود اینم اضافه کردی پس من چی😑

میگم پیج میدم دستت جواب دخترا با تو باشه خوبه؟😂😂😂

والا

دیروز من از ساعت  ۴ عین چرخ و فلک بین دکترا چرخیدم😶 واقعا خدابرا هیچ کس نخواد.

رفتم پزشک معالجم گفتم منشی بیشعور گفت پاشو بیا؟ رفتم دیدم مطب از شنبه تعطیل کلا! 

تا اخر هفته!

اه از نهادم دراومد واقعا دیگه رفتم اون یکی پزشک معالجم که خوش اخلاق اول منشی نوبت نداد بعد دیگه راضی شذ نوبت بده چون زود رفته بودم دیگه خلاصه نشستم یک ساعت ونیم تا دوساعت تا نوبتم شد دکتر سونو نوشت گفت سریع برو تاهستم انجام بده بیا حالاهمون تایمم نامه داد دوتا پزشک گوش و حلق و بینی برم برا حنجره ام خوبیش این بود همشون تو همون خیابون بودن دیگه سریع رفتم نوبت گرفتم اونجا دکترا تا ۸ یا ۹ بیشتر نیستن بعضی پزشکها تا ۱۲ هم هستن واقعا ولی خوب خیلی هاتا ۸ بیشتر نیستن شانس من اون دوتا گفتن تا ۸ بیشتر نیستن و اون تایم ۷:۳۰ بود من دیگه سریع رفتم سونوگرافی اونجام سه نفر جلوم بودن دیگه صحبت کردم یه نفر پذیرفت که نوبت من زودتر بشه یعنی یه نوبت افتادم جلو!

حالا موقع نوبت دکتر برگشت گفت تو چه بدشانسی جا عملت چقدر بد مونده تازه صداتم که رفته پیش کی عمل کردی و... برگشت گفت دیدی گفتم بدشانسی دختر خواهرم و خاله امم این دکتر عباسی عمل کرده بسیار عالی اصلا تو این ده سال کارم یه نفر شبیه تو ندیدم که دکترعباسی این مدلی عملش کرده باشه و...کلی حالا بعذش دلداریم داد و... بعد میگه الان پزشکها چی میگن؟ توضیح دادم میگه میشه یه خواهش کنم؟ هروقت صدات برگشت بیای بهم اطلاع بدی من تو ذهنم موندی هی اینطوری بهت فکر میکنم😆😆😆

میگم خوب اگر نیومدم بدونید صدام برنگشته گفت نه توروخدا سرهمون تایمی که دکترا گفتن ممکن صدات برگرده اگر خدای نکرده برنگشت بیا توروخدا به من بگو یه سونو مجانی هم اشانتیون شماست اصلا😆

حالا زیر دست این دکتره دکتر گوش خلق و بینی تماس بیا که داریم می بندیم

دیگه با جواب سونو به دست قط دویدم ۲۰۰ متر اونور برسم به دکتر

دکتر یه آقای خیلی مسن و مهربونی بود ولی اونقدر سوال خصوصی ازم کرد ازدواج کردی؟ با کی زندگی میکنی کجا زندگی میکنی؟ کارت چیه😂😂این پیرمردها فضول هستن؟ بعد اصلا هم سیسش به فضولها نمیخورد😂 دوتاامپول نوشت گفت برو بخر بیار سریع اینجا تزریق کنه منشیم بعدم داروهات بگم چطور بخوری 

امپولهاو زدم فکر کن وقت نداشتم کفشهام دربیارم برا امپول درحد چند ثانیه حتی فرصت فکرکردن به درد و اشتراحت بعد امپول اون حجم از کورتون نداشتم

دکتر بعدی جوون بود اونم نظر موافق نظر دکتر ایروانی بود دکتر ایروانی همونی بود پنجشنبه رفتم میگن بهترین پزشک گوش و حلق و بینی شیراز هست! دوتا پزشک دیشبم نظرشون همین بود!

فعلا دارو دادن داروهاش هم هماهنگ با داروها دکتر ایروانی بود دگزارو فقط حذف کردیم بخاطر آلرژی شدید من به دگزا.

ازاونجا دویدم سمت دکتر خودم که سونو نوشته بود حالا مطب باز غلغله اقای منشی خوب دیگه منو میشناسه گفتش که زود ردت میکنم داخل هیچی یه اقایی پاشد فحش و فحش کاری دعوا درحدی که منشی رو بزنه و دست به یقه شدن و.... که چرااین خانم دیرتر من اومده از سونو داری ردش میکنی داخل و... اونم گفت این خانم مسافر هستن شیرازی نیستن همیشه من زودتر ردشون میکنم حالا همین اقا عرب بودش تو سونو هم بامن بود تو مطبم قبلش باهم بودیم ایشون نوبتش زودتر من بود! تو سونو هم همینطور یجور بدی رو من زووم بودش که من حس بد میگرفتم بعدم که شر به پا کرد اره چون این خانمه جوونه ردش میکنی داخل مردا رو میذاری بمونن حالا یکی نیس بگه بی ناموس من آرایش دارم؟ لباس باز پوشیدم؟ من حرکات بد نشون دادم که میگی منشی برا زن بودنت نوبتتو جابه جا کرد اونقدرم بعد میگفت اینارو که تو شلی زن دیدی ردش کردی داخل اونقدر عوضی بازی دراورد منم که ساکت من اخه چی بگم؟ حرفیم میزدم که صدای من به جایی نمیرسید بااین وضعیت صدام، خلاصه دیدم همش اشاره و دعوا سر من رفتم گفتم اقا شما بیا برو من نمیرم اصلا به منشی گفتم سونو رو رو خط منشی روزهای زوج ارسال میکنم چون گوشی مطب دست اون یکی هست این بنده خدا پیرمرد هستش اون یارو احترام پیر بودنم اینم نذاشت خلاصه هرچی گفتم عربه قبول نکرد گفت تو تاج سرمنی من با تو مساله ای ندارم اخه و... شما ماهی فلان من مشکلم با منشی که نوبتهارو جابع جا میکنه خلاصه هیچی دیگه منشی و مریضها گفتن شما برو داخل کاریت به این نباشه به هرحال دیگه رفتم سونو نشون دادم دکتر گفت خداروشکر سالم سالمی نه لنف نه جای تیرویید هیچ زائده ای نیست عملت تمیز انجام شده یددرمانیتم موفق بوده دیگه نرو اسکن ید! 

بچها ولی من میرم اسکن ید چرا؟ چون سونو بله تمیزه مشکلی ندارم من ولی اسکن ید به صورت میکروسکوپی نشون میده چه سلولی درگیر سرطان هست دقتش بسیار بالاست اصلا سومو برای زائده های بالای چند میلیمتر هست! یعنی وقتی بدن درگیر شد! پس من حرف این دکتر رو گوش نمیکنم. دیشب حدود ۶ میلیون این سه دکتر دارو نوشتن که ۹۰ درصد این داروها اصلا نه لازم بود نه ضروری نه برا من مفید فقط چون با شرکت دارویی بستن! چهارتا ویزیترور دارویی تو مطبهاشون من دیدم 

منکه به عنوان بیمار راضی نیستم حلال هم نمیکنم ولی خوب چاره ای هم نداریم. دیگه از این به بعداسم داروهام میپرسم بعد کارت میکشم 

مثلا الان مکمل کروم برای من که سرطان داشتم مضر هست باعث برگشت کنسر میشه چرا دکتر معالجم نوشته؟ چون بسته با ویزیتور! و شرکت دارویی برا همینه من چند دکتر معالج دارم! و اعتمادم صفره بهشون!

اون یکی منیزیم نوشته خداتومن خارجی! براهمینه اول شغلتو میپرسن!

دوم حتی سونو من همینطوری شد ۲ میلیون برا سونو تیرویید حتی دیگه بیمه پایه روهم قبول نمیکنن

خودقدیم!

موجا موجا · موجا ·

همه ی ما آدمها یه تصوری ازخودشون داریم ممکن این خودمتصور مال ده سال پیش بوده که تو اوج بودیم یا مال همین دیروز که لباس تنمون خوب نشسته ترفیع گرفتیم یا نه و...

کلا هرآدمی یه آخرین تصور خوب از خودش تو ذهنش داره دیگه که تو اوج بوده 

من تصور خوبم از خودم روزهای باشگاه بود و تمرین درسطح حرفه ای و عضلاتی که عاشقشون بودم و یه وقتهایی بالای ۲۰۰ کیلو وزنه میزدم روزهای لگ دی‌. میرفتم خرید پیاده همزمان ۱۰ کیسه خرید دستم بود حتی خسته نمیشدم 

بعد این روزها که چند قدم راه رفتن خسته ام میکنه که تو هر ماشینی میشینم اسنپ اول از صدام میپرسه و دیروز میخواستم آپشن معلولیت فعال کنم ایقد ازم سوال نپرسن دیگه!

بعد میای بگی الان عمل کردم الان مریضم الان فلانم؟ بعد تهش هربار که توضیح کوتاهی میدم تو دلم میگم منکه این نبودم من فلان بودم بهمان بودم اخرین تصورم از خودم میادم جلو چشام و دلم براش تنگ میشه که کی برمیگردم به اون روزها دوباره؟

شما آخرین تصویر و تصور از خودتون تو ذهنتون مال کی هست؟ چه تصویریه؟

شکایت!

موجا موجا · موجا ·

دیشب مریم دوستم پیام دادم که خواهرم میگه از دکتر جراحت شکایت کن!

خودش فوق تخصص هست وهمسرشم همینطور گفت این خطای پزشکی بوده باید پیگیری کنی حداقل هزینه های درمانت رو باید متقبل شن و...

هم اینکه یه نفر دیگه به این روز نندازن دیشب خیلی فکرکردم و به این نتیجه رسیدم درست میگن! 

وصبح تماس گرفتم بیمارستان گفتن بله حق داری بیا فرم شکایت پر کن با رییس بیمارستان هم صحبت کن ببینیم باید برات چیکار کنیم این حق شما محفوظه تصمیم گرفتم فردا برم بیمارستان و شکایتم رو حضوری اعلام کنم.

امروزم که میرم پزشک معالجم اگر تایم بده البته!!!

دیشبم تا ساعت سه ونیم درگیر کارای سایت و سروکله زدن با جمنای و فلو بودم هرچقدر چت جی پی تی باهوش شده برا کارای فارسی زبانان

جمنای و متعلقات گوگل افتضاحه برای تصاویر و کلیپهایی که متن فارسی دارن همشو قروقاطی میذاره و هر تصویر چندساعت طول میکشه 

یهو به خودم اومدم دیدم صبح شده گرفتم خوابیدم تا ۸ برعکس اینکه خونه خودم بی حالم اینجا نه

یعنی بااینکه کم میخوابم انگار کافیه برام پس چرا میگن شیرازی ها آره؟ و تنبلن و اینجا ادم دلش میخاد لش کنه؟ من نه

ساعت ۹ برقهارفت تازه اومده من پاشم برم دوش بگیرم و کارام کنم که زود برم برای نوبت دکترم ببینم چی میشه