اضطراب و خستگی
· · خواندن 1 دقیقه اونقدر خسته ام و این چند روز کم خوابیدم که نگم براتون بیشتر حرص منم بابت دقت نکردن مردم و یه سری مسائل هست، بچها ما کوچیک همه مردم ایرانیم.میدونم خیلی هاتون این روزها بخاطر جنوب پست نوشتید استوری گذاشتید اینستا و...
تورو خدا هرپستی شیر استوری نکنید مثالش اون تصویر هست که تصویر نقاب زن بندری یا بُرقع هست؟اولا ما زنهای بندر برقع نداریم این فقط مخصوص هرمزگان هست و هر شهر بندری پوشش و نماد خودشو داره، دوما به المانهای تصویری دقت کنید اون تصویر پر ازنمادهای اصلاح طلبی هست، اجازه نمیدیم با نام جنوب بازم کام بگیرن وهم از احساسات پاک ملت ایران نسبت به جنوب سواستفاده کنند. همیشه چک کنید یه پست منشاش کجاست؟ المانهاش چی هستن و...
میدونم برای سلامتیم مضر وقتیم جنگ میشه تو کمپانی ما همه چی بهم میریزه سر اینترنت و بچهای ایران، امروز همکار لرستانیمون نت نداشتن کلا.
ممکن نت ماهم قطع بشه بعید نیست خیلی محتمل بخصوص منطقه جنوب نتش رو قطع کنن. این اضطراب میده هم خستگی یکسال این شرایط طول کشید، بچها دیشب که داشتم با میم صحبت میکردم داشتیم پلهای بندرعباس میدیدیم و غصه میخوردیم اون بنده خدایی که همون لحظه رو پل بودن چقدر زجراور بود تصورش برام. گفتم چقدر این بنده خداها بدشانس بودن دربدترین لحظه کجا بودن! گفت موجا ببین هرکی زودتر بمیره راحت میشه اونا زودتر ما راحت شدن فقط همین. بعد به داداشم که نگرانش بودم گفتم میشه برگردی؟ گفت نهایتش چیه. مرگ دیگه راحت میشیم. من دلم نمیخاد اینطوری بمیریم تو غم و غصه زندگی نکرده روزهای شاد ایران رو نبینیم و بمیریم. من ارزوم اینه روزهای شاد رو ببینیم و بعد از این زندگی بریم روزی روببینیم که مردمم شادن و ازادن و هیچ احدی جرات نداره روشون اسلحه بکشه چه خودی چه بیگانه.