ناچاریم به زندگی!
· · خواندن 2 دقیقه برق که اومد به خودم گفتم دختر؟ تو از پس فوت بابات براومدی از پس سالهای سخت زندگی براومدی، از پس فوت داداشت براومدی از پس سرطان داری برمیای پاشو، از پس جنگ هم برمیای، توحق داری گریه کنی ناراحت باشی غمگین باشی ولی حق نداری زندگی نکنی، پاشدم خونه رو یکم مرتب کردم تی کشیدم جارو کشیدم، همه ملافه ها و روبالشتی هارو شستم انداختم ماشین، بعدش هرچه حوله داشتم و حتی حوله های مهمان رو شستم، گرد گیری کردم. یکم با مریم حرف زدم گفت تسکی نیاز نیس انجام بدی یا استراحت کن یا برو بیرون امروزو بی خیال.
دیگه با توجه به شرایط جنگ تعطیلی و آف نداریم و کارمون هم بیشتره، چون ممکن نت قطع بشه، رفتم حمام پاهام پدیکور کردم و پاهام گذاشتم تو تشت آب گرم و کوکتل نمک سعی کردم
اون اسبی که تو دلم داره میدوهه رو کمی رام و اروم کنم، حتی درحین تمیزکاری خونه موهام ماسک گذاشتم و کف سرمو اسکراب گذاشته بودم، اومدم بیرون پاهام ماسک گذاشتم و جوراب مخصوص پوشیدم و نیمرو درست کردم برای ناهار و ماساژهای گردن و حنجره ام انجام دادم بعد رفتم سراغ کار یه سری ایده پردازی کردم برا مریم فرستادم که که نمیدونم چطور خوابم برد نمیدونم چند دقیقه خوابیدم میدونم کمتر یکساعت بود با صدای تماس گوشیم بیدار شدم میم بود باورش نمیشد من وسط روز خوابم برده، اما سرحال بیدار شدم و پاشدم یکم انرژی بار درست کردم گذاشتم یخچال برا روزهای سخت کاری و جنگ.
با کشته شدن نظامی های آمریکایی ترامپ حسابی عصبانیه، همه میدونن ترامپ رو امار کشته ها نظامی احساسه، البته همیشه در آمریکا امار کشتگان مهمه و دولت باید پاسخگوی مردم باشه!
برا انتقامم که شده عملیات امشب متفاوته، عجیب امشب آرومه و حمله زیادی نشده، یعنی این آرامش قبل طوفانه؟ فعلا خروجی ورودی های شهر پمپ بنزینها همه خلوته و نه کسی قصد رفتن کرده نه شایعه اش هست حتی!
بندرهم همینطور فامیل فیلم گرفته بودن از خروجی و ورودی شهر خبری نبود همه موندن.
حتی توی بندرعباس هم مردم موندن و جز خارک که دستور تخلیه زنان و کودکان از دیشب صادر شده فعلا خبر دیگه ای نیست.
شام قرار بود با میم بریم بیرون اون شومیز خوشگلم رو پوشیدم با کفش پاشنه بلند گفتم یکم تیپ زنانه بزنم تا اسپرت، مثل همه شنبه ها کالزونه خوردیم و بعد رفتیم دور زدیم بعد رفتم فیله مرغ و گوجه گیلاسی گرفتیم که بخاطر گرما و قطعی برق فردا ناهار برا دوتامون سالاد سزار درست کنم...فرداشب میم و دوستاش میرن سینما فوتبال ببینن ولی من نمیرم چون خیلی کار دارم. از اونجام رفتیم اب هویج بستنی خوردیم واومدیم خونه.