خوب دیشب که به نسبتی که فکر میکردم واقعا هزاردرجه بهتر گذشت میرسیم به این نتیجه انسان تجربه گراست 

چون تجربه های قبلی به من ثابت کرده با احمد و دوست دختراش خوش نمیگذره به همین خاطر ذهنم گارد داشت که اگر جز این بود باید عقل و منطق خودم شک میکردم!

خوب ماهرسری بااحمد بیرون رفیقم یه لحظه مطلقا تاکید یه ذره من با احمد مشکلی ندارم چرا؟ چون پسر خوش انرژی و مهربون و شادی هست هیچ حرکت منفی یا جلف بازی اینها هم بامن یکی نداشته حداقل! نهایتا احترام منو داشته همیشه هم منو به اسم موجاخانوم صدا میزنه نه اینکه به اسم کوچیک و صمیمی البته اینم مرتبط با رفتار من که مرز تعیین میکنم برا مردهایی اطرافم و اینکه یه جوجه تیغی ایرانی مرز یه زن رو که تعیین کرده رعایت کنه نهایت ارادات منو به خودش دریافت میکنه چون همه خانمهایی که اینجا هستن این تجربه رو دارن که خیلی از مردهای اطرافشون از مرز تعیین شده رد شدن و ...

احمدخیلیم میم رو دوست داره همه ادمها خوب و بدی رو باهم دارن ویژگی بد احمدم چند پارتنرخ بودنش بود که من ازش دور میشدم و دلم نمیخاست باهاشون معاشرت کنم اما مشکلی هم نداشتم مجردی با میم با بچها دورهم جمع شن میم خودش عقل داره من مسوول انتخابهاش نیستم!

خلاصه دیشب  بااینکه صدف یه وست کوتاه پوشیده بود زیپ وست رو هم باز گذاشته بود زیرش یه نیم تنه دکلته کراپ پوشیده بود در حقیقت از این نیم تنه ها دکلته باشگاهی که فقط سینه هارو میپوشونه  خیلی لباسش باز بود اما واقعا نه دنبال جلب توجه بود نه سعی کرد به میم و پدرام نزدیک شه نه ادا درآورد نه شیرین بازی و...من خیلی به پوشش و سبک زندگی آدمها گیر نمیدم بیشتر به رفتار و کردارشون نگاه میکنم بااینکه پوشش تایپ من نبود اما واقعا رفتار این خانم بااین پوشش سبک وجلف و زننده نبود وهمین باعث من همون ابتدای کار من چند تا از گاردهام رو بندازم. 

مساله بعدی این بود که اونقدر خودش احمد انرژیشون باهم هماهنگ بود که نگم کاپل خوش انرژی بودن باهم موزیک میخوندن میرقصیدن اصلا جو رو خوب کردن واقعا این خیلی مهمه دونفر شبیه هم باشن ادا در نیارن

من و میم اون زوج متین ارومه هستیم که احترام همو داریم همکاری میکنیم باهم هوا همو داریم بدون اغراق و بزرگ نمایی همونطوری که تو خلوت باهم رفتار میکنیم با همون کلمات محبت آمیز نرمال. و اینکه دو نفر دیگه که سبکشون متفاوت شمارو اینطوری بپذیرن باز این خیلی مهمه!

نکته بعد صدف خیلی سعی کرد همکاری کنه خوب من میم احمد پدرام ۴ سال همو میشناسیم بیرون رفتیم و... یه شناختی ازهم داریم اینکه صدف اولین برخوردش چقدر خوب با جمع هماهنگ شد همکاری کرد ادا در نیاورد بااینکه گرم و شرجی بود هوا همه یکم اذیت شدیم اصلا ادا بازی در نیاورد غر بزنه حتی از من نپرسید چرا الکل نمیخوری؟ حتی گفت کنارت نشستم قلیون میکشم پاشم؟ اذیت میشی فکر کنم خیلی باشعور بود واقعا برعکس دخترای قبلی

و نکته بعد هی احمد براش زهرماری میریخت دختره یواشکی میرختش تو دریا نمیخاست زیاده روی کنه و حواسش بود! بعدم احمد گیر داده بود به من واقعا بیا برام توضیح بده چرا اهل این نیستی؟ برامن سوال نمیخوری انرژی بالاتر ماست با ماهم مشکلی نداری گفتم پس تو هم با سبک من مشکل نداشته باش والا😁

صبح زنگ زده به میم صدف چقدر با موجا حال کرده  و خوشش اومده گفته توروخدا بازم باهاشون بریم بیرون و... گفت هفته آینده هم بریم؟ گفتم باید ببینم وضعیت شرکت چطوره

در خصوص جوجه تیغی دیشب میم بغل کردم میگم دلم برا بیبی تنگ شده میخنده میگه بیب نه جوجه تیغی🤣🤣از این اسم جوجه تیغی خیلی خوشش اومده