سلام بر شما دوستان عزیز

بالاخره بعد ده روز من برگشتم خونه خودم دیشب رسیدیم منم به لطف اداره نامحترم برق کولرهارو خاموش کرده بودم رفته بودم الان نگم هنوز بعد ۱۲ ساعت خونه گرمه واسه من و برقهاهم رفته.

ازبابت خوش گذشتن باید بگم این سری شیراز رفتن برام بهتر گذشت همم بابت خلوت کردنم هم بابت اومدن میم، فکر این حرف منو متاهل ها خیلی بهتر درک میکنن، یه سری اخلاقهای پارتنر آدمو فقط تو سفر میشه دیدو فهمید.

وقتی طرف خسته است کم خوابیده ادرس اشتباه اومدین دیر شده گشنه است تشنه است و... من یه سری اخلاقیات میم رو تازه بعد ۴ سال دیدم اینکه مداوم چند روز باهم باشید و دوستی رفیقی کسی هم نباشه تازه متوجه میشی رابطتون چند چنده؟

میم تو کارای خونه و .... همکاری خیلی خوبی داشت مثلا دیروز کل خونه رو دسته گل کرد و برق انداخت که میخوایم بریم خونه رو تمیز تحویل بدیم البته منم کمکش بودم ولی خوب باید چمدون جمع میکردم و هم اینکه یه سری نکات ریز فقط خانما متوجهش هستن مثل تمیز و مرتب کردن یخچال و کابینتها و کمدها

اگر بگم نصف یه روز تو شیراز موندن درگیر پیدا کردن بهترین همبرگر دست ساز بودیم و گم شدیم و 😂😂 شاید باورش سخت باشه جوری دوتامون گفتیم اه چقدر بد ما شکموییم اه

بعد درنهایت که پیداش نکردیم و دیروز قبل رفتن یکساعت تایم گذاشتیم پیداش کردیم.

نکته منفی در خصوص آقایون چرا شما با پرسیدن آدرس مشکل دارید؟ خوب نشان ویز و... تاحدودی فقط ادرسهای کلی رو خوب میگن ادرسهای محلی و پیدا کردن لوکیشن محلی خیلی بااینا سخته مثلا میخواستیم بریم زندیه اصلا نگم نشان چه بلایی سرما اورد ساعت ۸ شب آخرشم نرفتیم چون چند بار مارو دورسزخودمون چرخوند.

میگم بذار بپرسم میگه نه اه چقدر آقایون رو ادرس پرسیدن حساسن بعدم نبایذ بگیم گم شدیم ادرس پیدا نکردیین بشدت آقایون رو این گارد دارن یاد کتابهای زنان مریخی مردان ونوسی افتادم

میم چایی خور نیس خیلی اما قهوه رو پایه است زیاد

تواین چند روز فلاکس فلاکس چایی میخورد پایه من بود میگفت معتادم کردی البته واقعا شیراز چایی میچسبه

اینم بگم اولین بار بود تو کل زندگی میم تنهایی زده بود به جاده هیچ وقت تنها سفر نرفته هیچ وقتم حوصله رانندگی تو جاده رو نداره تنهایی برا اونم تجربه خوبی بود تنها اومد شیراز. من میخواستم با خودش هم تنهایی یاد بگیره تفریح کنه همیشه لازم نیس کسی دوربرمون باشه برا لذت بردن و اقدام کردن

اینم بگم اصلا فکر نمیکردم تنها پاشه بیاد! باشناختی که ازش دارم تا سرکوچه هم تنها نمیره و دوست داره دورش شلوغ باشه😂

پاساژها معالی آباد رو رفتیم و خلیج فارس رو چون من سرکار بودم نصف روزمون محدود به کارای من میشد. دوروزم آشپزی کردم یه روز ماهی شکم پر یه روزم مرغ شکم پر البته بجز مواد میانی اینا تایمی نگرفت ازم چون برنج که تو پلوپز پخت ماهی و مرغم که توی ایرفرایر گذاشتم

باقیشم همش بیرون بودیم و من قشنگ دوکیلو چاق شدم

هیچ لباسی نخریدم چون بذم میاد تو این حالت گردالی لباس بخرم عادت کنم به سایز بالا

فقط یه شلوارک مارک برا داداش خریدم برا تشکر

میم اما مجبورش کردم کلی خرید کرد چند تا تیشرت و شلوار خوشگل تو خلیج فارس خرید که هم جنسشون خوب بود هم استایلشون قیمتها هم به نظر من تو خلیج فارس اصلا نرمال نداره باید مغازه به مغازه بگردی یه نفر منصف یه نفر نه قیمت نجومی

برندهاش هم به نظرم از نظر جنس و کیفیت تفاوتی با بوتیک ها نداشتن.

دیروزم همبرگری رو اینطوری پیدا کردم که گفتم نذاری بپرسم بجان خودم امروز پیداش نکنی نصفت میکنم گفت باشه برو بپرس😂 رفتم از یه مرغ فروشی پرسیدم نه تنها راهنمایی کرد لوکیشن درست برام تو نشان مشخص کرد بلکه به طرف زنگم زد!!

اصلا تو شیراز باخیال راحت ادرس میشه پرسید کمک خواست و... من هیچ شهری اینو ندیدم

خلاصه رفتیم برگرها رو گرفتیم زدیم به جاده ما از جاده سپیدان برگشتیم جنوب چون میخواستیم یکم زیبایی ببینیم بشدت هوا عالی بود و کیف کردیم برا ناهار هم باغ زیاد هست تو مسیر سکو اجاره میدن که ما یه باغ خلوت پیدا کردیم فقط ما بودیم یه گروه دختر پسرجوون که باهم بودن همه.

دیگه میم زحمت ناهار کشید و برگر زغالی خوردیم جاتون خالی.