میخواین یه کاری رو آقایون براتون انجام بدن؟ تو کل کل بندازشون همین و تمام

شب قبلی که میخواستیم از شیراز حرکت کنیم میم رفته بود تو فاز اینکه اگر بخوابی بیدارت میکنم حالا من ساعت ۱۲ خوابم میومد. میگفت اگر بخوابی بخدامیام اذیتت میکنم بیدارشی

راه اذیت کردن منم اینه جایی که خوابم یه کلیپ با صدا ببینی یا چراغ روشن کنی حتی اگر ولوم گوشی کمم باشه من بیدار میشم.

خلاصه نشستم تا ساعت دو گفتم امااگر صبح بیدار نشدی من میدونم و تو هی میگفت نه فلان بهمان گفتم منکه میشناسمت هی میگی توروخدا بذارن پنج مین دیگه بخوابم و... ولی هیچ کاری تو خونه نمیکنم تا پانشدی آلرامم نذاشتم گفتم من میخوابم واقعا. هیچی دیگه ایشونم تو کل کل کفت حالا میبینی من ساعت ۸ بیدارم دقیقا هم ساعت ۸ الرام گذاشته بود که رو منو کم کنه😑

خلاصه به این نتیجه رسیدم رو آقایون ایرانی فقط همین کل کل جوابه یا نه در حین کارای خونه ادای ادمهای خسته رو در بیاری که اذیتی چقدر کار کردی حله قشنگ کارو جمع میکنه.

البته من وقتی کار خونه میکنم غرق کار میشم حواسم نیس به اطراف که ادا دربیارم😂😂گویا در حین انجام کارا مشخص خسته ام زود انرژیم تموم میشه نفس نفس میزنم بعد عمل.

مثلا ظرفهارو دوسه تاشو بشوری و خسته شی اگر البته گوشی بذار ببینه آقای ایرانی کمک میکنه

جارو بیاری وسط سالن بذاری بری درگیر یه کار دیگه شی جارو میزنه😂 قابلمه هارو بگو دستم دردمیگیره میشوره عین همون در نوشابه و بطری و قوطی رب معروف! خدایی آقایون ظرف بهتر میشورن😂

خلاصه تو اون چند روزیکی از ورژن های میم که ندیده بودم رو دیدم اونم خانه داری 

حتی لباسهای منم بنده خدا چندبار شست گفت تو خسته میشی با دست اذیتی.

ولی در عوضش گند زد به تیشرت مشکی هاش با تاید مجبور شدم سه بار تیشرتهاش بشورم تا لک سفیدک که زده بود پاک شه.

قهوه درست کردنش افتضاح بود جوری که خودش شرمنده شد گفت تو قهوه بگیری بهتره😂

بعد قهوه ای که من از دستگاه میگیرم چندبرابر بهتر از قهوه بیرون هست پر از خامه و بانهایت عصاره گیری. باید قلق دستگاه رو پیدا کنید هردستگاهی یجوره.

البته فکر کنم مردا زن بگیرن خیلی اینطوری نیستن تو دوران دوستی و نامزدی و عقد معذبن کمک میکنن.

من خوشم نمیاد کمکی رو طلب کنم اون آدمی که میفهمه کمک میکنه برام ارزشمند.

تانکات شوهرداری و پارتنر داری دیگه خداحافظ🫠

نشد بریم بیرون یعنی بنده خدا زنگ زد هماهنگ شدیم همون تایم تو خونه بحث شد من گفتم نریم بهتر تو بمون خونه از داداش میم بدم میاد هروقت میاد ایران هروقت میمونه هروقت نیست فقط وجودش تشنج خالی برای میم.

البته میم ناراحت شد که گفتم من نمیام تو بمون ساعت ده بود خودم رفتم تو کوچه خرید کردم ولی خیلی کم که دستم اذیت نشه و هم خسته نشم و برگشتم. بستنی سنتی هم از بستنی فروشی گرفتم خیلی تاثیر داشت تو گرمازدگیم قشنگ حالم بهتر شد‌.