تو شرکتم کلی تسک فورس پیش اومد😶

خوب پرسشنامه اونقدر وقت گیر بود که نگم اسمش پرسشنامه بود ولی تشریحی با مثال هر تسکی رو باید با مثال با باگها با ایرادتی که ممکن پیش بیاد خطاهای ممکن و.... همه چی فرمت توضیح میدادم اینا هم کار هوش مصنوعی نیس باید دستی مینوشتم با مغز خودم

پارسا هی از سر شب پیام داده غرغر هنوز تمومش نکرده الان رفت خوابید گفت من دیگه نمیکشم شما ادامه بده....

تمومش کردم مال خودمو اسکجول کردم برا 9ونیم صبح که ازسال بشه

در مورد این حرکت حسین هم به مریم گفتم گفت با رییس حرف میزنم چون جالب نبوده حرکتش باید ببینیم تصمیم کی بوده این حرکت!

یکم با سارا حرف زدم مغزم آروم شد سارا همکارم و روانشناس شرکته

و هم همکاریم میگه از فشار کار و فشار بار بیماری شکننده شده روحیاتت البته بخاطر پی ام اس بیشتر 

میم چند بار خواسته تیکه پاره بشه از ظهر 🦔

بعدم غر میزنه همش کار میکنی مرد غر نزن من همینم

بعد به شوخی میگه با اون پسره چت میکردی حداقل ببینی چی میگه قشنگ مرد ایرونی دیگه تستت میکنه حتی اگر بهت خیلی اعتماد داشته باشه

میگم بندن خدا من مال خودمو نمیتونم هندل کنم تو یکی رو دستم موندی جواب پیام خودتو سه ساعت بعد میتونم بدم که غر میزنی الان برم بااونم چت بکنم؟

میگه بسیار منطقی جواب دادی واقعا تو برامن وقت نداری اصلا چه برسه یکی دیگه😑

پ ن پ دوتا دوتا برمیدارو عین بعضی ها

خلاصه من برم به سرزمین خواب