روحم تازه شد هوا که خوب شده شبها روزها همچنان گرمه و تابستان داغ اما شبها برای ما خنک شده، خنک از نظر یک جنوبی با یک سردسیری فرق میکنه😂

ما مثلا دو درجه هوا میاد پایین مثلا میشه 42درجه بهش میگیم خنک😅

وگرنه همچنان شرجی ولی خوب دیشب فکر کنم هوا 30تا35 بود و برا ما خوب بود 

چرا مردها یه غذایی درست میکنن شونصد و سی و سی بار از خودشون تعریف میکنن؟ 

از اول تا اخرش هی گفت نمیدونی چه گوشتی مرینیت کردم باید بخوری تا بفهمی اصلا تاحالا این مدلی نخوردی شرط میبندم 😑

مرد کوتاه بیا این همه غذای خوشمزه من پختم یبارازخودم تعریف نکردم😒

اینو گفت و گفت تا یازده که کنجه هارو درست کرد خدایی مزه اش عالی بود تعریفی بود ولی آقای شف یا چف مارو کشت با تعریفهاش😝

من دیشب دو پیک زدم بسکه میم اصرار کرد بدی نبود برامن قطعا ممنوعه اگه مگه لحظات خوش جز عمر آدم حساب میشه؟

با اومدن مهر استرسم بیشتر با اومدن نوبت اسکن هسته ای و... سختی هاش نتیجه اش... 

از ترس اینکه نکنه دوباره باید یددرمانی شم؟ 

همه ی اینا برام ترس داره ولی چاره ای نیست و باید ادامه داد خوبه نمایشگاه میرسه تا به این چیزا فکر نکنم🥲

بگذریم

دیشب واقعا خوش گذشت و از دیدن طبیعت و سکوت و ارامش شب و کار نکردن در جوار میم لذت بردم هرچیم گفت بریم استخر من نرفتم چون از بیماری پوستی و اینکه ادمهای که بهداشت رعایت نمیکنن رفته باشن تو اون استخر واهمه داشتم. 

مثلا تعطیلم ساعت دونیم رسیدیم خونه خوابم برد 7.30 بیدارشدم پاشم یه صبحونه بخورم و یه ناهار درست کنم که 12 تا هروقت خدا بگه جلسه دارم.

مثلا امروز مامانم اینااز مشهد برگشتن میخواستم برم پیششون ولی خوب دیگه امروز که نشد ببینم فردا چطوره