بانوی خانه دار درون به عبارتی یانگوم خانوم
· · خواندن 2 دقیقه
دیروز گفتم خوب حالا که خونه تمیز البته اتاق خواب هنوزم نامرتبه! نیاز به کمک خواهرم دارم برا مرتب کردنش!
خلاصه گفتم الان وقت خرید گوشت و مرغ و ماهی ایناست. بامیم هماهنگ کردم براشب که بریم خرید جلسه ام افتاد عصر بخاطر من، دیگه تایم پیاده روی نداشتم پاشدم عین یه دختر حرف گوش کن تو خونه تمرین کردم نیم ساعت. همیشه بابا میگفت کارو دست میکنه اما چشم میترسه! یعنی چی؟ همیشه چشم و ذهن ما با اون حجم کار میترسونن مارو که نه نمیتونی نمیشه زیاده اما یه ارگان دیگه از بدنت میخاد اون کارو انجام بده پس بسپرش به خودش😂
نگم که پاهام چقدر درد میکرد حین تمرین اما بعد رفته رفته بدنم عادت کرد. بعدشم یکم مدیتیشن کردم.
بعد نیم ساعت تمرین گفتم خوب امروز که به خودم رسیدم حسابی کارام رو رواله کارای پیجم انجام شد و دیگه کم کم حاضر شدم تا میم از شرکت بیاد تا اقا اومد کلی حرص خوردم ساعت ده شد
ولی خوب دیگه به همه خریدام رسیدم موقع خرید میگو یاد توکا افتادم گفتم قیمت بگیرم دستمزد پاک کردن میگو چقدره توکا جان اینجا چون کارشون هست و مصرف میگو بالاست کیلو پنجاه پاک میکنن😅و خود میگو هم کیلو ۷۰۰ بود. و به نظرم باتوجه به تایمی که از ادم میگیره و کثیف کاریش خیلی کمه دستمزدشون. البته طرف دوست داداشی هست و مشتریش هستیم برا من پول پاک کردن نگرفت تازه اخرشم پنجاه بار تخفیف داد🫠
حالا من اصلا نمیدونم مرغ کیلو چنده گوشت چنده میوه اینا فقط میدونم کارت میکشم و مبلغ بالایی میشه تهش تعجب میکنم😵💫😵💫😵💫
بعد رفتیم فیله مرغ گرفتم و نان تست و نان چاپاتا(اقا رو امشب دعوت کردم ساندویج سزار)
برامم قهوه گرفته بود یادش بود وگرنه کچلش میکردم بچها دیروز تا الان سه نفر بهم گفتن صدات بهتر شده🥹 اول مامی بعد داداشی بعد میم ولی علی زنگ زد گفت دروغ میگن صدات بدتر شده😂😂کثافت اما فاطیما گفت عمه واقعا بهتر شده صدات.خودمم از دیروز متوجه شدم بهتر شده واضحتر شده ولی همچنان صدام جیغ و کودکانه است.
دیگه خلاصع دیشب یک اومدیم خونه تا من بسته بندی کردم اینارو شب دو
به هیچی نرسیدم امروزم باز جلسه و یه عالمه کار داریم و شامم باید درست کنم میم رو دعوت کردم البته دیشب فیله هارو تو روغن زیتون و سیر و رزماری و نمک دریا خابوندم فقط باید گریلشون کنم و کاهو بشورم وگرنه برا شام کار خاصی ندارم ولی خوب همینم با وسواس من طول میکشه😵💫