اون کیه رفته بانک؟
· · خواندن 2 دقیقه خواستم به اون کارمند خانم عینکی تخمی ۶۰ ساله بانک ملی شعبه فلان بگم خیلی خری خاک تو اون سرت اگر بزرگترم نبودی حقتو میذاشتم کف دستت بی سواد سهمیه ای.
من چهارماه پیش رفتم همین شعبه حساب مهربانی بانک ملی باز کنم گفته بله حسابتو باز کردم امضا کن فلان تو این چهارماه خداتومن پول خوابوندم امروز رفتم بگم وامو فعال کنید همکارش فهمیده این عن خانم سهمیه ای بی سواد حساب اشتباه برامن باز کرده و پول تو حساب کوتاه مدت بوده و حساب مهربانی قرض الحسنه است! و این مدت فقط پولم بی ارزش شده آخرشم همین کارمند بنده خدا کلی پیگیری و تلاش کرد یه وام ۲۳ درصد به من بدن مدیر بانکم گفت من امضا مبکنم سریع بدن وام ۲۳ درصدو که قبول نکردم منکه حلال نمیکنم این خانم عنو ولی واقعا نمیدونم دیگه چطور میشه این مملکت رو تحمل کرد. چرا یه نفر بی سواد سهمیه ای باید بشینه پشت سیستم بااون مغز کپک زده اش؟
هیچی دیگه ایقد ناراحت شدم خوب این چهارماه میشد این پولو سرمایه گذاری کنم طلا بخرم یا دلار کلی سود کنم اون تایم دلار فکر کنم ۱۶۱ بود طلا ۱۵. چقدر راحت حق ادمهارو ضایع میکنن
هیچی دیگه بعدشم زنگ زدم به چندتا طلافروشی که میشناسم ازشون خرید دارم که ربع سکه هام بفروشم که یکیشون قیمت مناسب میگرفت دیگه رفتم همشو دادم و برگشتم
اگر ربع سکه برا سرمایه گذاری خریدید که هیچی من اینارو تو ۱۹ تا ۲۰ خریده بودم تو حراجهای بانک مرکزی الان ۷۶ فروختم چون حبابش بالاست که سبد سرمایه گذاریمو متعادل کنم
خلاصه کلی گرمازده شدم از ساعت ۹ بیرون بودم تا یک ونیم ولی خوب اومدم استامبولی میگو درست کردم خوب شد همشو شست برد شاید اون وام قسمت نبود ولی بدی و ظلمی که اون خانم با بی دقتی به من رسوند قطعا به خودش برمیگرده.
خراب خونه است رسما!