کولونوسکوپی حنجره
· · خواندن 2 دقیقه امروز نوبت داشتم دکتر فوق تخصص گوش و حلق و بینی، دکتر تا شرح حال گرفت گفت باید کولونوسکوپی حنجره بدی سریع ببینیم حین عمل آیا حنجره آسیب دیده یانه؟
تو خود مرکزشون داشتن دستگاهشو و منم قبول کردم انجام شه حالا بماند پنج تومن پیاده شدم
نه بیمه پایه قبول میکنن پزشکها اکثرا نه بیمه تکمیلی قرارداد دارن من این همه هزینه بیمه میدم تهش شش ماه بعد یا یه درصد میدن یا هیچی نمیدن منکه بیمه ام تاالان بدردم نخورده هیچ جا. تامین اجتماعی با بیمه تکمیلی ایران
پزشکها زرنگ شدن هیچ کدوم زیربار اینا نمیرن.
چقدر اذیت شدم چون نتونستن برامن از اسپری استفاده کنن بخاطر عملم و سابقه آلرژیم به داروی بیهوشی و بی حسی وهمین باعث شد مرگم بیاد جلو چشام زبونتو میگیره میکشه محکم یه میله 20سانتی میکنه ته حلقت من که اشکام سرازیر بود و کلا نفسم گرفت تا انجامش داد.
نتیجه اینکه عصب حنجره تو عمل قطع نشده اما ضعیف شدن دو عصب و ازهم فاصله گرفتن
باید برم گفتار درمانی با روشهای تقویت میکنن اگر تا یکسال خوب نشد ژل میزنن فاصله اعصاب رو پر میکنن با ژل.
میم 1ساعتی تو ماشین دم درمطب نشسته بود منتظرم من بی اطلاع بودم ولی همین همراهیش برام ارزشمند بود.
فعلا با یک گفتاردرمان باید صحبت کنم ببینم باید چیکار کنم؟
یک عمل ساده؟ که تو گوگل مینویسن تیرویید برداشتنش سرطان تیرویید عمل راحتیه این همه عوارض وحشتناک داشته رومن تازه من خصوصی عمل کردم بهترین بیمارستان بهترین جراح بعد دقیقا همون یک درصد ریسک عمل شامل حالم شده و همچنان ادامه داره!
گفتاردرمانی هم قطعا جلسه ای حساب میکنن بعد مردم معمولی تو این شرایط باید چیکار کنن؟رفتن به محیط درمانی واقعا حالمو بد میکنه باید یه نفر پیداکنم که انلاین باشه ترجیحم اینه با موسیقی یاد بگیرم تا گفتاردرمانی!
گلوم یکم زخم شد و درد میکنه ولی خوب گذشت امروزم. روز پرکاری هم داشتم هزاران تسک سرم ریخته بود ولی همشون دان شد.
اونقدر میم لاغرشده ۸ کیلو کم کرده بعد من ۸ کیلو اضاف کردم🫠 امروز متوجه لاغر شدنش شدم.
ولی باهمه ی اینا سعی کردم امروزمو با روحیه بهتری بگذرونم مثلا صبح یکم تمرین رقص کردم، خورشت بامیه درست کردم برا ناهار، دستگاه قهوه سازو جرم گیری کردم فکرکنم باید بدم سرویسش کنن چون خوب عصاره گیری نمیکنه. عصری مجبورشدم تو موکاپاد قهوه درست کردم.میم بخاطر کمبود کلسیمی که بعد عمل گرفتم برام دوغ و کشک اینا گرفته بود آجی هم یه عالمه ماست آورده بود ماستهارو تبدیل به دوغ کردم انگار دوغ خوردنش برام راحتتره، شیر ازهمشون راحتتره برام ولی رفلاکس نمیذاره اینایی که دارم میگم از عوارض همون عمل کذایی، کمبود کلسیم به علت شوک غده پاراتیرویید و رفلاکس هم که نگم بخاطر لوله گذاری نای و داروی بیهوشی، که بعد سه ماه و نیم همچنان ادامه داره. بخاطر کمبود کلسیم من دارم یه عالمه قرص میخورم که خودشون رفلاکس بدتر میکنن و همینطور روی کلیه و... تاثیرات منفی دارن مثلا الان پاشنه پام درد میکنه ومیترسم خار پاشنه باشه بخاطر تجمع کلسیم.
خلاصه امروزم گذشت.