هی به خودم میگم زن پاشو دیگه این ماتحت مبارک تکون بده برو قدم بزن یکم

ولی خستم، تسک تیم جدید رو تازه تموم کردم، بیا اسم این دو همکارم بذاریم پویان و پریسا

هرچی من همکار دارم اسمشون با پ شروع میشه😑

مدیر تیم پویان هست تسکهارو براش ارسال کردم و خودمو راحت کنم 

یکمم فشار اومده بابت تسکهای امروز و خستم و نت اذیت کرد

ناهار هم خوراک جگر درست کردم دیگه عادت کردم بین ساعت ۴ تا۵ ناهار بخورم 

ساعت ۱۱تا۱ هم صبحانه🫠 

امروز یه جوری خوابالود بودم که دلم نمیخواست از رختخواب بیرون بیام

ولی سینک و گاز و کانتر و میز ناهارخوری و دستگاهای برقی اشپزخونه و یخچال رو تمیز کردم و دستمال کشیدم

مونده تی و جارو که انرژیشو ندارم 

یه کافی خوردم و میخوام برم قدم بزنم، میم ظهر میگه قشنگ تینیج درونت لود شده بچه

میگم خوب تینیجم پس چی ام😂

هنوز داره تیکه کراپ دیشب میپرونه به شوخی بعد میگه امروز اون تیشرت منو بپوش که لوویی ویتون هست

میگم باشه واقعا میپوشم فکر کرده باخت میدم؟

چی فکر کرده خیال کرده واقعا؟ 

برای شام تصمیم خاصی ندارم هنوز شاید شام رفتیم بیرون بسته به احوالات خودم و میم

برای فردا نوبت ترمیم مژه گرفتم

نمیدونم توی این وضعیتم میتونم برم لمینیت ناخن؟ دلم تنگ شده برا مرتب بودن نانخهام

وقت نمیکنم لاک بزنم بهشون برسم

این قضیه خارپاشنه داره محدودم میکنه نمیتونم هرکفشی که دارم رو بپوشم

ولی خوب باخت نمیدم همچنان پیاده روی میرم