دیشب موقعی برگشتیم شهر و داشتیم دور دور میکردیم، یکی ازدوستهای میم تماس گرفت که ماشینش خراب شده و تو فلان خیابون هست، ماهم نزدیک اونجا بودیم رفتیم و خاستیم برسونیمش خونه، که یکی دیگه از دوستاشون تماس گرفت گفت پاشین بیاین دفتر من‌.

جمع مردونه بود منم که معذبم همیشه خدا، به نیم گفتم منو برسونه خونه بعد برن هرجا دلش خواست😀، حامد یکسال بیشتر منو ندیده بود، بعد که میم منو رسوند خونه پیام داد موقعی که پیادت کردم حامد پرسیده چرا موجا صداش اینطوری شده؟ گفت منم مختصر گفتم عمل کردی، گفته اره دخترخاله خانومم عمل کرده درگیر برگشت صداش هستن و..‌. تاالان هرجا رفتیم کسی سوال نپرسیده خیلی! منظورم دوستهای میم شایدم میم اجازه نمیده! اصلا رو نمیده کسی وارد حریم خصوصیش بشه، بعد انگار از دیشب که حامد درمورد صدای منو پرسیده وصحبت کرده میم نگران شده نکنه خوب نشه صدام، تمام طول دیشب داشت پیام میداد سرچ میکرد ببینه چی خوبه چی بد. گفت دیگه حق نداری حرف بزنی هرچیم دکتر گفته انجام میدی منم فقط پیام میدم تا هنجره ات خوب شه زود‌، حالا من باهیشکی حرف نمیزنم بامیم درحد پچ پچ کردن یواشکی الان دیگه دق میکنم واقعا😶 روزه سکوت گرفتم.

از امروز اینجا برقهارو دوساعت قطع کردن به به رسیدیم به دمای بخار پز هوا و قطعی برق در دمای ۴۸ درجه.

دقیقا ساعت یک تا سه برق نداشتیم منم از فرصت استفاده کردم یخچال فریزرو تمیز کردم و راه پله رو شستم.

کلی کار دارم تو خونه🥲 سرعت انجام کارهام کنده🥲 دلم میخاد اون دخترک زبل و فرز که کلی کارمیکرد باهم برگرده دوباره، فعلا پیاده روی هم در گرما برام ممنوع شده 🥲

پاشم که خونه خنک شد باقی کارهام انجام بدم

امروز یکی از دوستام پیام داده بود شب میخام ببینمت و... گفتم نمیتونم تا سه هفته کسیو ببینم و حرف بزنم. واقعا بدم میاد به یکی میگی دکتر اینو گفته باز کارخودشو میکنه خوب اگر دوست منی سلامتی من باید اولویتت باشه نه درددل کردن و مشاوره خواستن.

دوستانی که تجربه خانه داری دارن همزن و گوشت کوب چه مارکی خوب هست؟

همزن نازنین و گوشت کوب نازنینم سوخته