باید بگم این مدت که نبودم تغییرات هورمونی و خلق و خو، فروپاشی روانی، سایلنتی مطلق، خط زدن همهی آدمهای زندگیم، گند زدن به همهی کلوز فرندهام رو تجربه کردم نه یکبار نه دوبار هزار بار!
از اون چیزی فکر میکنید و از من شناخت دارید و حتی از اون چیزی که از خوندن این نوشته ها میتونید تصور کنید هم ضرب در هزار کنید مجددا به توان ۱۰ برسونید!
حتی با میم کات کردم به صورت کامل جدی و قطعی و الان ۲۰ روزه هیچ اطلاعی ازهم نداریم
دوسه بار در حین بیرون رفتن دیدمش اما انگار ندیدمش یجور که اصلا نگاش نمیکنم
پدرام میگفت موجا چرااین ادم شدی؟ واقعا هیچ اختلاف و دعوایی نداشتیم یهو خط زدم همه چیو دلم هیچ کس نمیخواست تو این مسیر که همراهم بیاد.
دکتر گفته بود اینو اما من و اطرافیان یه تصور لایتی ازش داشتیم که موجا رو که میشناسیم از پسش برمیاد، اون قوی هست و... اما واقعا چندبار بشدت بریدم زیر فشار حالا اینم تصور کنید یه دختری با فروپاشی روانی پلاس پلاس، پشت سیستم نشسته و اونور خط همه چی اوکیه کار و مسیر حرفه ایش به راه بوده حتی فشار کاریش زیادتر معمول بوده و تهدیدات شغلیش بخاطر شرایط ایران صدبرابر شده!
تنها نکته مثبت و امن این روزها برای من واقعا همین بخش حرفه ای زندگیم بوده!
برای مشغول کردن مغزم کمی فیلم دیدم و کمی آموزش شروع کردم، بدبختی اینجاست هرکی میبینه منو بعد سه چهارماه میگه چراایقد قیافه ات بهتر شده ژل زدی؟ کاری کردی؟
دیروز گفتم برم بوتاکس بعد یکسال دکتر میگفت اونقدر این ورم و اضافه وزن به چهره و بدنت میاد که هم چندین سال کوچکتر شدی هم زیباتر
وقتی پاشدم از زیر دست دکتر گفت موجان؟ میدونی من از ساقی مرتب پیگیر حالت بودم میدونم که روزهای سختی طی میکنی ولی میبینم هنوزم شادابی حداقل ظاهری و هنوز لپتات گلیه هنوز شیک میپوشی همه ی اینا به من میگه موجان چقدر تو قوی هستی
گفتم دکتر بامن از قوی بودن حرف نزن به این فکر کن در زیر این ظاهر خندان شاداب قوی شیک یه زن هست که اجبارش قوی بودنه چونکه نمیتونه از ضعیف بودنش در جهان هستی نمایشی داشته باشه!
فردا بستری میشم و به این فکر نکردم چه در انتظارمه حتی سرچ هم نکردم
حوصله هیچ بشری رو ندارم
فقط بیمارستان این چند روز تماس میگرفتن پیگیر حالم بودن واینکه رژیم وداروهارو رعایت کنم
و لیست دادن برای بردن یه سری وسایل ضروری چند روزی در قرنطینه کامل یه چیزی بدتر از سلول انفرادی!
یکم شیکتر و تمیز تر از سلول انفرادی البته
میگم خانم فلانی؟ میگه بله دخترجان میگم من هرچی دلم بخواد میتونم تو ساک بیمارستانم بیارم؟ میگه مثلا؟ میگم سفید کننده! چون من وسواسم چطور دوش بگیرم اینجا اخه
چون روزی سه بار باید اونجا دوش بگیرم!
میگه اگر باخودت شوینده بیاری بخشی به این بزرگی رو کامل باید تخلیه و تعطیل کنیم!
بشدت مضره و اینکه بعدش که رفتی خونه هم تا پنج روز استفاده از سفیده کننده و جرم گیر و... کاملا ممنوعه برات دختر
هیچی دوست داداش میگه چشاتو این چند روز ببند ماکه خیلی استریلیم و خصوصی
ولی تو چشات ببند این چند روز
نمیدونه که من چند وقت چشام رو کل دنیا بستم که هیچی نبینم و نشنوم درحینی که به دنیا نگاه میکنم دیگه نمیبینمش
آخ چقدر استخونهای دنده ام درد میکنه یجور که انگار شکسته