علیکی العیون
· · خواندن 1 دقیقه ﻋﻠﻴﻜﻰ ﻋﻴﻮن
ﭼﺸﻤﺎﻳﻰ داری
ﻟﺎﺑﺘﻨﺎﻓﻖ و ﻟﺎﺑﺘﺨﻮن
ﻧﻪ دوروﻳﻰ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ ﻧﻪ ﺧﻴﺎﻧﺖ
و ﻓﻴﻬﺎ ﻣﻦ اﻟﺎﻣﺎن ﻣﺨﺰون
در اون ﮔﻨﺠﻴﻨﻪ ﻫﺎﻳﻰ از آراﻣﺶ اﺳﺖ
و ﻓﻴﻬﺎ ﻣﻦ اﻟﺠﻤﺎل اﺳﺮار
و در اون رازﻫﺎﻳﻰ از زﻳﺒﺎﻳﻰ ﻧﻬﻔﺘﻪ ﺳﺘ
ﻋﻠﻴﻜﻰ ﻛﻠﺎم
ﻛﻠﺎﻣﻰ داری
ﻳﻤﺸﻰ اﻟﺤﺰن واﺑﻘﻰ ﺗﻤﺎم
ﻛﻪ اﻧﺪوه را ازﺑﻴﻦ ﻣﻴﺒﺮه و ﺣﺎﻟﻤﻮ ﺧﻮب ﻣﻴﻜﻨﻪ
ﻳﻄﻤﻦ ﻗﻠﺒﻰ ﻳﺮﺟع ﺧﺎم
ﻗﻠﺒﻤﻮ آروم ﻣﻴﻜﻨﻪ و ﻣﻨﻮ ﺑﻪ ﺗﻌﺎدل ﻣﻴﺮﺳﻮﻧﻪ
ﻓﺎﻛﻮن اﻧﺎ و اﻧﺘﻰ ﻛﺎﻟﺎﻃﻔﺎل
و ﻣﻦ و ﺗﻮرو ﺑﻪ دوران ﻛﻮدﻛﻰ ﺑﺮﻣﻴﮕﺮدوﻧﻪ
تصادفا این موزیک عربیو شنیدم و عجیب به دلم نشست بعد رفتم ترجمه اش خوندم دیدم چرا به دلم نشست غم داشت وهم منو به یادم خودم انداخت دو چشمی که نه دورویی بلدن نه خیانت که پر از رازه و برای همه ی آدمهای روی کره خاکی من همیشه آدمی خاص و عجیب و کشف نشده هستم و خواهم بود. مثل مسافر کوچولو هیچ وقت نه همرنگ این جماعت شدم نه علاقه مند بودم رنگ خودمو عوض کنم اما انگار مسافر کوچولو پذیرفت فکر کنم داره کم کم همرنگ جماعت میشه یا نه ماموریتش روی زمین تموم شده؟