برای  امروزم ۱۶ تسک تعریف کردم برای خودم

از اونجایی که ما یک گروه چک لیست داریم و موظفیم از شب قبل

چک لیست تسکهامون تعریف کنیم اونجا و هرموقع اتجامش دادیم تیک بزنیم

مجبور میشیم تسکو پیش ببریم چون هم مدیر هم همکارا چک لیست رو دارن میبینن

این حس نظارت باعث انجامش میشه

و روش خیلی خوبیه که آدم درهر شرایطی حرفه ای کارشو پیش ببره

دیشب شام نخوردم 

امروزم ناهارندارم احتمالا عقده گشایی کنم روزهای رژیم یددرمانی و غذا از بیرون سفارش بدم

البته خسته وکم انرژی هم هستم 

دیشب تا رسیدم لباسهارو انداختم ماشین دو دور لباس شستم

و درهمین حین دوش گرفتم هیچی مثل دوش گرفتن تو حمام خودت نیست واقعا

به خونواده گفتم کسی تماس نگیره بامن چندروزی نیاز به خلوت دارم

چی خوردی کی خوابیدی خوبی؟ حوصله جواب سوالات تکراری ندارم

خونواده همه چیز آدمه اما اون تایمی که باید ازت مراقبت نکردن الان در دوره بیماری سختمه هرتوجهی رو بپذیرم

همکارم که سرطان داره اسمشو چی بذارم؟ امیرعلی؟ محمد؟ کریم؟

کریم خوبه دکتر بدونه بهش میگم کریم قطعا افسرده میشه اصلا این اسم بهش نمیاد

داشت از جلسه تراپیش میگفت بهم

واینکه چقدر بودن من باعث تشویقش شده بره تراپی

بعد داشتم براش از یددرمانی میگفتم گفتم فلانی چقدر خانم مهربونی بود چقدر ناجی بود

براش گل خریدم حس کردم سالهاست دیده نشده

گفت چه روح بزرگی داری موجا گفتم نه اتفاقا ما توی روابطمون همش دنبال سودیم اساس رابطه انسانی همینه منتها سودی درسته که ضرر نزنه به طرف مقابل!

گفت با تراپیستم سراین بحثم شده

بعد تعریف کرد که برا دوستش که خیلی این مدت هواشو داشته بدون هیچ دلیل خاصی

کتاب پسر، موش کور، روباه و اسب رو خریده و برده داده بهش

دوستش اول فکرکرده  دارم میدم بخونه

گفت تشکرکرد که زود برمیگردونه گفت بهش گفتم برا تو خریدم

 ایقد ذوق کرد بنده خدا گفت پس برام یه چیزی بنویس اول کتاب

 فکرکردم چی بگم بهش؟ نوشتم برای تو که صمیمی ترین و همدل ترینی!

گفت اشک اومد تو چشماش

گفتم میبینی؟ تو کادو دادی ذوق دوستتو خریدی رابطه همینه یعنی سود حالا شاید منو تو

باایجاد حس خوب در آدمها سود کنیم یکی نه با گرفتن امتیاز!

بعد داشتم میگفتم کریم من داداشم دیر زنگ زد میدونستم بیمارستانم جوابشو ندادم!

گفت چرا؟ گفتم محبت زوری نصف و نیمه از رو اجبار و دلسوزی آدمهارو نمیپذیرم

نمیدونم زیادی خودخواه و حساس شدم اولویت نباشم نمیپذیرم!

گفت نه موجا تو خیلی عزت نفس داری مناعتت بلندترم شده چیز ناخالص و کم نمیپذیری

خوب ارزون نیستی این بد نیست

کریم چیزی رو بهم فهموند که تراپیستم بهم نفهموند چرا؟ چون تراپیست شغلش اینه آدمهای دیگه بهت آسیب زدن رو توجیه کنه ملایم تر کنه ضربه رو برات باعث بشه آزارگرتو درک کنی 

اما دوست من موجای بیمارو خوب میغهمید میدونست سرطان سنسورهای فعالی داره تو بدن

معنی دلسوزی و ترحم میفهمه 

دیشب یه یه دوست پیام دادم کار داشتم گفت ااا خوبی از بیمارستان مرخص شدی؟ الان خونه ای؟

گفتم بی خیال حال من بگذریم و پیگیر فلان مساله باش!

میدونی چرا؟ وظیفه من نیست گزارش حال بدم به بقیه یا شرح بالینی حالم مهم بود؟ همون موقع میپرسیدی 

پس وقتی خودم پیدام میشه حق نداری ازم حالمو بپرسی 

فکرکنم بااین ورژن جدیدم آدمهای دورم یکی یکی خط میخورن و آدمهای جدیدتر با سختگیری خیلی بیشتری جایگزین میشن برام. شبیه الک شدم