خوب انبوه لباسها رفت توی کمد و چمدون و کوله پشتی هم همینطور

به تمیزکاری خونه نرسیدم چون هم انرژیم ته کشید

هم باید میرفتم پیاده روی و خرید خونه

رفتم نیم ساعت پیاده روی کردمو برگشتم

میم گفت نرو خونه تامن بیام وسط راه ببرمت خرید 

ولی من برگشتم خونه بعد رفتیم خرید

سعی کردم کم خرید کنم که تازه تازه باشن خریدهام چون تره باری نیاز داشتم

دستگاه آبمیوه گیری رسید تستش کردم با آب سیب که به نظرم عالی بود

واقعا تفاله میوه خشک بود و آبش رو خوب گرفته بود

کرفس و لیمو و هویج گرفتم برا آبگیری باقی میوه ها و سبزیجات رو ترجیحم اینه بافیبر مصرف کنم باید خیلی سریع برگردم به زندگی سالم قبلی.

امیدوارم یه عالمه کرفسی که خریدم رو من و میم بخوریم وگرنه خراب میشه.

آقای میوه فروش چندبار صدام نشنید بعد که متوجه گرفتگی صدام شد گفت شما فقط اشاره کن گرفتم عمل‌کردید حتما کسی در خونوادش چنین مشکلی داشته.

 از مهربونی بی منت پسرجوان خوشم اومد یجوری جنتلمن که معذب نشم😅

البته بعد که اینطور ماجراهارو برای میم تعریف میکنم تا نصف روز بلکه بیشتر از حسادت تیکه میپرونه من میخندم😂

یبار سر اینکه من ماساژ با ماساژور شونه ام رو بهتر کرد تا ماساژ با دست های اون تا یک هفته به رخم میکشید و من میگفتم مرد آخه به ماساژور هم حسادت میکنی؟

بعد رفتم مغازه نون فروشی محبوبم و بعد مدتها نون تست خریدم و یه دونه هم اشترودل گردو وشکلات تو راه خونه با میم شراکتی خوردیم که خیلی مزه داد.

نون تست برام ممنوع بود بخاطر بهبود دهنده و ید و... الان دیگه میتونم مصرف کنم.

اومدم خونه گیر جابه جا کردن خریدها شدم و دو بطری بزرگ یک ونیم لیتری دوغ درست کردم یکی برا میم یکی براخودم میکس پودر نعنا و پونه و ریحان و موسیر خشک ریختم داخل دوغها البته و کرفس تازه. خیلی بو و مزه خوبی گرفت‌ حتما تا فردا بهترم میشه‌. دیگه امروز حسابی بعد چند ماه به میم رسیدگی کردم ناهار و دوغ😀

یه کیک هویج هم درخواست کرده اونو بذارم وسط هفته که زیادیش نشه و لوس نشه دیگه این همه خوشبختی باهم.

دیگه برا باقی کارها انرژی نداشتم فقط اومدم چک لیست تسکهای فردا رو مشخص کردم و‌ حساب کتاب خریدام کردم. 

خداروشکر میگرنم خیلی بهتر شد.