نارضایتی

موجا موجا · موجا ·

ابرتورم که از راه رسید خیلی از مسیر انصاف اجبارا کنار رفتن و رفتن تو مسیر دزدها و اختلاسگرها

اختلاس که فقط دزدیدن لوله نفت و دلار و چایی و سکه و... نیست 

فقر که میاد شرف آدمی هم باهاش از بین میره

به عنوان کسی که هفته ای چندبار غذای بیرون میخوره حرصم میگیره هربار باید یه رستوران خط بزنم دیگه دایره انتخابهام اونقدر محدود شده که جدیدا هرچیزی هوس کنیم میگم خودم درست میکنم! 

۵۰ درصد غذاهای فست فودی توخونه درست کنی هزینه بیشتر میشه چون طرف قارچ و پنیر که مثل شما نمیخره آرد روهم که یه کیلو نمیخره که واقعا بااین شرایط مایی که هرشب شام بیرون بودیم الان هفته ای دوبار میریم.

دیشب شام رفتیم بیرون بعد فودکورتی که اونقدر به کیفیت معروف تو این شهر، با سیب زمینی مونده وایت فرایز درست کرده، همین یک ماه پیش نصف ظرف سس قارچ بود و بیکن الان؟ دوتا دونه قارچ گذاشته بود یه قاشق سس دورشته بیکن خشک 

بعد من داشتم میگفتم بیا یه غذا سفارش بدیم بسمونه و... میم بنده خدا ایقد کم غذا خورد که مثلا من سیر بشم دوتامون گشنه موندیم رفت ساندویچ گرفت. 

بعد وایت فرایز که یک ماه کمتر پیش ۵۵۰ بوده الان ۹۰۰ شده با ظرف کوچیکتر کیفیت کمتر🫠🫠

حرصم میگیره ازاین شرایط تنها تفریح ما کارمندا یه غذا بود دیگه اینم پی پی کردن توش.هی باید بشینی همش حساب کتاب کنی، 

خلاصه دیشب کلی حرص خوردم سرغذا، رفتم خرید کردم گفتم امشب خودم درست میکنم.

تازه من یک فیله مرغ گرفتم و ۲۰۰ گرم پنیر پیتزا یه بسته قارچ و سیب زمینی و شیر شد ۱.۱۰۰

که میدونم میشه باهاش ۵ پرس وایت فرایز باکیفیت درست کرد. بعد میگن حرص نخور هیچی مثل رعایت نکردن حقوق آدمها منو عصبی نمیکنه اینکه میبینیم اخلاقیات از جامعه خیلی وقته رفته واقعا غمگینم میکنه، 

آتیش میباره به گور کسایی که زندگی مردمو به این روز انداختن؟ 

که هرچی پدر خجالت زده بچهاشه که زندگی چقدر برااین مردم سخت شده؟ 

امید به زندگی!

موجا موجا · موجا ·

در حالی که از گردن درد شدید خیلی اذیتم، و یه نفر بعد شش ماه ازم شرح حال بیماری و درمان و روزهای کذشته رو خواسته هم انگار مرور کردم این هیستوری روزی که سرطان اومد وسط زندگیم و من به حاشیه سپردمش، دارم به این فکر میکنم فردا صبحانه چی میل کنم؟ کرپ جودوسر با میوه، شاید امید به زندگی همین غذای ساده در دسترس باشه برای من، خوشحالی از بابت اینکه ناهار دارم. و میتونم با خیال خودمو با کار بکشم!

دتشتم کلندر نگاه میکردم یه عادتی دارم یکشنبه ها به بچها میگم کدوم روز روز پرکارمون هست که حواسشون باشه اون روزتسکهارو برسونن، داشتم چک میکردم دیدم بجز چهارشنبه هفته خیلی خلوتی داریم، حالا احتمالا تسکهای پیش بینی نشده و جلسه هم داشته باشیم.

دستگاهی که دکتر گفته بود رو انلاین خریدم یه سری چیز میز دیگه هم نیاز داشتم اوناروهم انلاین سفارش دادم، امروز جلسه داشتم و مریم میگفت صدات خیلی بهتر واضح تر شده دقت مریم خیلی بالاست و این حرفش خوشحالم کرد خودمم حس میکنم تن صدام قوی ترشده.

اگرگردن درد بذاره ماساژها و حرکاتی که دکتر گفته رو انجام میدم.

امروز البته تاساعت ۱۲ خوابیدم و جلسه ام ساعت ۴ گذاشتم که ناهار داشته باشم😁

بعد میگم میگه من باتو رفتم سرکار برگشتم هنوز خوابی😶 بعد من کار داشتم هی تماس میگرفت اذیت میکرد گفتم ببین تو سرکاری من اذیتت نمیکنم الانم من کار دارم اذیتم نکن

میگه عزیزم اگر صبحها دعوا نداریم و وقتی سرکارم شما اذیت نمیکنی چون خوابی🤣🤣🤣تنها تایمی که اختلاف نداریم تو رابطمون وقتی تو خوابی جانم. راست میگه سکوت میکنم😶‍🌫️

امروز برای یکی ارزوی خوشبختی کردم که ازش خوشمم نمیومد آدمی زاد عجی موجود عجیبیه یا شاید بزرگسالی و پختگی ایجاب میکنه این حالو.

کیک کرامبل آلبالو

سلام بر شنبه های دوست داشتنی و تعطیل بنده 🤪 باورتون نمیشه بااین شنبه تعطیل من تمام انتقامم از 18سال مدرسه رفتن و اون همه سال دانشگاه و کلاسهای 8صبح شنبه و بعدشم روزهای کارمندی حضوری رو میگیرم جگرم قشنگ حال میاد، هرچند فردا تسک دارم و با حسین باید عصر بشینیم کارو انجام بدیم ولی خوب همینکه صبح کاری ندارم یک دنیا می ارزه.

کیک روهم بالاخره درست کردم میم که خیلی دوستداشت, موش آزمایشگاهی من میم هست🤪میگم تا خودم هستم از کیک بخور میگه خوب الان شام خوردیم فردا تست میکنم نظرمو میگم گفتم نه همین الان بعد به قیافش دقت میکنم ببینم واقعا دوستداشته تا تعریف الکی کرده؟ هرچند تعاریف نداریم سر غذا😆 بدباشه از بهترین سراشپزهای فرانسوی هم بدتر نقد میکنه

اما واقعا دوست داشت، میم عاشق البالو و گیلاس و موز هست هردسری که اینارو داشته باشه روهم دوستداره. خودمم کیک رو دوستداشتم روش من کمی متفاوت نسبت به باقی روشها چون من آلبالو میپزم یا مربای البالو استفاده میکنم که کیک آب نندازه.این کیکی که میبینید دوتخم مرغه است اگر میتونید دوبرابر کنید مواد رو،

یک پیمانه آرد+ دوقاشق

روغن یک چهارم پیمانه

تخم مرغ دوعدد درشت

شکر نصف پیمانه + دوقاشق

کره ۵۰ گرم 

برای کرامبل ۵ قاشق ارد + دوقاشق پودر قند

وانیل و بیکینگ پودر یا جوش شیرین

البالو حدودا دویست گرم یا هرمیوه تابستونی که دوستدارید هسته بگیرید به همراه شکر کمی بذارید بپزه درحدی که له نشه و آبش گرفته شه

اگرهم دوستنداریذ پخته باشه البالو هسته بگیرید دوقاشق شکر اضافه کنید + یک قاشق هم نشاسته ذرت میکس کنید

میکس ماست و شیر یک چهارم پیمانه ماست پرچرب شیرین+ یک چهارم پیمانه شیر من ماست سون استفاده میکنم عالی برا کیک 

دلیلش چیه؟ که میکس شیر و ماست میریزم؟ کیک لطیف و خوشمزه تر میشه تست کنید نترسید😅 پس کلا میکس ماست و شیر نصف پیمانه! میکس که میگم نیاز نیس مخلوط کنید همزمان باهم بریزید در ظرف موادتون!

اول همه شکر و تخم مرغ ووانیل خوب هم بزنید با همزن که  رنگش روشن شه بعد روغن اضافه کنید بعد هم میکس ماست و شیر

آردتون به همراه بیکینگ پودر یه کوچولو جوش شیرین دوبار الک کنید به مواد اضافه کنید نترسید یکم مودد این کیک غلیظتره

برا کرامبل هم ۵۰ گرم کره و ۵ قاشق ارد دو قاشق پودر قند با نوک انگشت جوری قاطی کنید که عین خرده نون بشه نکته اش اینه کره سرد باشه 

حالا مواد کیک تو ظرف میریزید روش اون میکس شکر و البالو یا مرباشو روشم مواد کرامبل 

میره تو فر از قبل گرم شده دمای فرها هم باهم فرق داره فقط وقتی کیک پخت روش هم کمی گریل کنید

تصویر کیک رو گذاشتم کاور منو مجبور به عکاسی نکنید جان مادرتون😆این اخرین عکس غذاست که میگیرم

نوش جان کنید و رستگار باشید

 

این روزها یعنی یه جوری دعوا میکنم با میم خدارحم کنه، در حد جر دادن دعوا میکنم بی اعصاب ترینم، قبل عملم اینطوری نبودم الان یجور ترسناک بی ملاحظه ای شدم و ناصبورترین ادم رو کره خاکی ام،

نمیتونم بگم بخاطر گرماست چون امسال اینجا بشدت هرسال گرم نشده منظورم از گرم نشده یعنی به پنجاه درجه نرسیده! همین بین ۳۰ دجه تا ۴۸ درجه در نوسان روز و شب و شبها خنک میشه. 

بعدم من امسال همش سردم تو خونه در حدی که پادرد میگیرم چون کولرها امسال جنوب کمتر اذیت میشن و دمای خونه رو خوب و سرد نگه میدارن.

پس بخاطر هوا نیست من خودم وحشی شدم، البته میم هم بی تقصیر نیس همه حساسیتهای من حفظشه بعد یجاهایی کم حواس میشه بهونه میده دستم من میزنم به دک و پوزش، شبها کات میکنم باهاش ظهر انگار نه انگار کات کردیم😒

دیشب بهش میگم فردا غروب اخرین دیدارمونه دیگه یه عالمه حرف زدم ظهر میگه من هنوز تصمیم نگرفتم کات کنم بعدم تو مغزت بعد عملت ایراد پیدا کرده دست خودت که نیست تو عمل سه چهار سیم مغزت قطع کردن اشتباهی🤣🤣🤣🤣

دیشب قرار بود بریم بیرون نیم ساعت دیر کرد منم گوشیم خاموش کردم گرفتم خوابیدم البته خوابم نبرد ساعت چهار روشن کردم دیدم ۳۰ بار زنگ زده در نهایتم گفته لعنت به این اخلاقت

منم به تومار واسش نوشتم عین تینیجها شدم لجبازوای برگشتم به اون ورژن ۱۴ تا ۲۰ سالگیم که چقدر لجباز بودم خدابه خیر کنه.

بعدم ظهر آشتی کردیم رفت ناهار گرفت آورد گفت بیا ازم بگیر بعد منم چسب زخم واسش بردم یادم بود دیشب گفت دستش زخم شده میگم منو تو خل شدیم توی این سن.

البته فکرکنم بخاطر دوز داروهام هم هست دکتر نصف هفته دوز داروم بیشتر کرده این نوسان داروها رو خلقمم اثر گذاشته‌. و اینکه من همه ارتباطاتم صفر کردم با پیام نهایتا با مادر و اجی و داداشام 

دوستامم درحدی که چندروزی یبار پیام بدن حالمو بپرسن اجازه بیرون رفتن و مکالمه ندارم خوب این روانی کنندست

جز میم که درک میکنه شرایطم برا خرید یا دورزدن معمول میرم بیرون اونم چندروزی یبار.

قشنگ رنگ درو دیوار خونه گرفتم نگرانیم برا جابه جایی هم هست البته نه بشدت روزهای قبل.

هوس کیک کرامبل البالو کردم ولی شیر و تخم مرغ تو خونه ندارم انلاین سفارش دادم پیک نداشتن دوساعت تاخیر خورد کنسل کردم.

ولی همچنان دلم کیک کرامبل آلبالو با بوی کره میخاد🫠🤒

شب قرار با میم بریم بیرون البته اگر تا شب دعوا راه نندازم😑

 

آقای راننده!

موجا موجا · موجا ·

اب تصفیه داشت تموم میشد، مدیر آژانس گفته هروقتی خدمات میخای چندساعت قبلش بهم پیامک بزن حرف نزن بهت فشار میاد حرف میزنی من اذیت میشم خانم مهندس، باور کنید من بابت اینکه این ادمهارو از دست بدم در محله جدید ناراحتم، ۶ سال این ادمها کارهای منو هندل کردن درسته پول میدم ولی کار منو مثل کارخونوادشون انجام میدن با نهایت کیفیت و صداقت از روزیم که من عمل کردم برگشتم خونه و آجیم یه مختصری از عملم گفت اینکه نمیتونم صحبت کنم آقای احمدی بنده خدا نمیذاره من حرف بزنم میگه فقط دستور بده.

دیگه پیام دادم و گفت عصری براتون اوکیش مبکنم فقط جواب پیامک بده گوشی دستت باشه، عصر راننده ای که اومد رفت برام آب آورد یه لحظه من تو صندوق عقبش چندتا کتاب خاک خورده دیدم وقتی داشت میرفت گفتم آقای فلانی  جسارتا، حیفه این کتابها خاک بخورن اهدا کنید به کتابخونه یا یه فرد کتابخون.

گفت تقدیم به شما کی کتابخون تر از شما خانم مهندس تمیز کرد کتابهارو گفت مال یکی از مسافرها بوده جا موند و خیلی زمان برده الان یکساله نیومد واسش، گفت نمیخامش منم نمیدونستم چیکار کنم🤒

دیگه کتابهارو گرفتم تمیز کردم و کلی ذوق کردم بابت کتابهای جدید سه تاشون موضوع توسعه فردی بود😅

میم میگه خانم مهندس محبوب کل منطقه فلان🤣🤣🤣 میگم حسادت نکن کتابها میخاست کار بخوره دیگه دادش من‌. غروب رفتیم داروهای مادر میم گرفتم بعدم داروهای مامان خودمو بهش میگم به سنی رسیدیم که بجایی که تو برامن گل بخری میری داروهام میخری🤣🤣🤣

بعدم یه موزیک رپ تیکه دار گذاشته بود هی ریز ریز میخندید منم با پس گردنی مورد عنایت قرارش دادم چند بار.

میگه بیا داروهای مامانمو با نسخه هم به من نمیدن بدون نسخه به تو میدن🤣رازش چیه واقعا؟

میگم ذاتا عزیز‌کرده ام والا حسود نباش.

رفت بامیه عربی گرفت گفت بیا قبلی که من برم با دوستام بیرون بامیه هم بخوریم بعد دیگه برسونمت خونه عامل اضافه وزن من این مرد واقعا.

امروز اصطلاح مودبانه ای پیدا نمیکنم فحشم نمیشه بدم 

گیر دادم به انواع تاکو، ناهار تاکو گوشت خوردم شام تاکوی مرغ.

بقول میم خدا اینستارو لعنت کنه هرچی غذا میبینه ادم هوس میکنه😑

دیروز میم از سرکار که برگشت تماس گرفت یکم جو بینمون عوض کنه بعد از اونطرف هم یجورایی داشت دلجویی میکرد، منم یکم سرد شدم بعد عصری باز رفته بود دنبال خونه واسه من، حالا ظهر ما صحبت کردیم تو این موضوع دخالت نکنه! یعنی خواسته خودش بود، قشنگ فشارم رفت بالا مرد وقتی میگی خودت پیگیری که دعوامون نشه چرا میری دنبال خونه واسه من؟ 

یه دعوای دیگه کردیم بعد میگه نمیای ببینی خونه هارو؟ رفتم شرکت تکلیفم باهاش روشن کنم البته کارت بانکیمم تو ماشینش جا مونده بود هرچیم دوروزه میگه بیا ببرش نمیرم چون نمیخواستم ببینمش🫠

باماگ استنلی و ابجوش به دست رفتم اونجا بعد هردومون خندمون گرفت از دیدن هم، گفتم اومدم واقعا تکلیفم روشن کنم باهات، گفت تایم گرفتم ملت منتظرن اول بیا بریم خونه هارو ببین، هردو خونه انصافا عالی کابینتها و کمددیواری فراون و شیک فایبر گلس، کف خونه پارکت و... خونه اول بدیش این بود تو مجتمع میم هست من اصلا اونجا رو دوستندارم! زندگی در اپارتمان که شلوغه مناسب روحیات من نیست، دومین مساله این خونه صاحبخونه اش بود هم منصف نبود هم اینکه میم گفت میخاد خونه رو بفروشه!

دومین خونه خونه‌ی دوست میم بود که خودش ساکن تهران و اما نگم یه اقایی مجردی ساکن خونه بود که ما رفتیم قشنگ خونه تیمی بود! از نظر امنیت مناسب من نبود خونه ای که محل خوش گذرونی یه مشت مرد قطعا بدرد من نمیخوره امنم نیست! همه راه درروهاشم همه بلند!

من احساس میکنم میم منو میبره که منصرفم کنه از جابه جایی. 

نشستم حرف زدمم مرد مومن من اصلا قرارداد این خونه رو تمدید میکنم وقتی پامیشم که خونه مناسبم پیدا شده باشه اصلا عجله ندارم بی خیال اصلا.

واقعا بااین شرایط عجله ای رفتن درست نیست منطقی هم نیست چون من میخام خونه ای برم که صاحب خونه سال آینده نگه خونمو لازم دارم! دوم اینکه دندون گرد نباشه سال اینده ۱۰۰ درصد بذاره رو اجاره و پول پیش.

تا تو زمستونم میگردم دنبال خونه اصلا فقط جایی باشه که مطابق سلیقه من باشه. حالا ببینیم چی میشه ماه آینده احتمالا خونه های بیشتری پیدا بشه تکلیف خونه دوستم اخر مرداد مشخص میشه که خونشون فروش میره یا نمیره! اینطوری طبقه بالاشو میتونن بدن من اجاره خونه مطابق سلیقه من بود تا چهارسال پیش الان نمیدونم خونه داخلش همونطور تمیز یانه!

روبه روی خونه میم هم هست😶😑

تمریناتی که دکتر داده رو انجام میدم خیلی درد داره و اذیت میشم ولی امیدوارم درست بشه همه چی🙏

دیشب میم میگفت خیلی عصبی شدی نمیشه اصلا باهات حرف زد گفتم سرجریان خونه تو حرف منو نمیفهمی منم حرف تورو همین والا.

خوب دیگه ادم تو بلاتکلیفی محل زندگیش اذیت میشه اضطراب میگیره طرفش کیه چطوریه و....

اون همکارم بود کم کاری میکرد محمد رو میگم. از تیم ما خط خورد دیشب معمولا اخراجی هارو میذارن اخر برج که حقوق طرفم کامل پرداخت کنن. البته کامل اخراج نشد تو یه دپارتمان دیگه فعاله که اولم براهمون استخدام شده بود بعدش پیشزفت کرد اومد به دپارتمان ما و دپارتمان من وحسین که کم کاری چندماهه اش اونقدر زیاد بود مجدد برگشت سرجای اولش ودیکه هم نمیارنش اینجاها امیدوارم تو کارخودش قوی بمونه خط نخوره از اونجا و تجربه بشه براش و براش خیرو برکت داشته باشه این رفتن.

گفتار درمانی 2

موجا موجا · موجا ·

نوبت انلاینی بود دوهفته است منتظرشم؟ بالاخره آقای دکتر بدقول تایم دادن!

امروز نوبت داشتم کلی حرکات خوب گفتن که دردهای شانه ام رو خیلی کمتر کرد. جلسه تو واتسپ انجام شد و تصویری بود خیلی خوب توضیح میدادن.

قشنگ عصب سمت راستم فلج و خشک و بلاکه که باید آزاد شه قشنگ دوبار درحین ماساژ جیغم بلند شد از درد. گفت خیلی باهوشی تمام حرکات رو خودت درست انجام میدی، و تا سه هفته زمان داریم اینو برگردنیم به زندگی. پس باید اصلا حرف نزنی هیچ استرسی نگیری همشم اب بخوری دستگاه نوبولایزر هم بخری مرتب بخور بدی. آب گرم روتارین و سکوت😑

دعوایی که من بامیم کردم ایقد بهم فشار آورد در حالت سلامت جسمی هم ایقد جیغ جیغ نمیکردم سالم بودمم پس میفتادم چه برسه الان که مریضم. صبح پاشدم یه استوری گذاشته بود بابت قدرنشناسی همچنان دوباره زدم به تیپ و تاپش هرچی قسم خور واسه تو نبود نپذیرفتم قشنگ شمشیرم از رو بستم واسش.

بعد دوروز اعصاب خوردی تازه میگه اره من اون شب سهل انگاری کردم هول شدم به صاحبخونه اشتباه گفتم. میمیری اینو همون لحظه بگی؟ انکار میکنی؟ میگه نه تو اینو خواستی منم گفتم.

مردها چرااین مدلی ان؟ دلم میخاد تک تک مردهایی که تو خاورمیانه ان آتیش بزنم قشنگ. من بیرونم واست غذا بخرم نیازی نیست من از دست تو به اندازه کافی حرص میخورم غذا نخاستیم.

امروز که حقوق واریز شد بعد هزینه دکتر واریز کردم داشتم به این فکر میکردم بابا موقعی که حقوق واریز میشد اول برامون شیرینی یا میوه نوبرانه میخرید میگفت بعد قسط و...

آقای دکتر نمیدونم واقعا جنتلمن تشریف دارن؟ خیلی انسانن؟ یا از من خوشش اومد گفت دیگه ویزیت نمیخاد پرداخت کنی🫠 امروز من فقط واسه خاطر تو اومدم مطب صبحها نمیام معمولا!

کلاسم بجا ۲۰ دقیقه یکساعت تایم گذاشت درصورتی که منشی با منت و... گفت ۲۰ مین بیشتر وقت نداره دکتر فقطم انلاین ۲۰ مین!

بعد دکتر با شماره خودش واتسپ تماس گرفت گفت هرکاری داشتی به خودم پیام بده سوالاتت همینطور ازمن بپرس دیگه به منشی نیاز نیست پیام بدی یا وقت بگیری😶

منم واسه چزوندن میم گذاشتم کف دست میم و الانم دارم اب گرمم میخورم بشینه حرص بخوره؟ چرااصن من تنهایی حرص بخورم؟ 

دارم فکر میکنم کدوم لباسم میم خیلی بدش میاد عصر پاشم بپوشم برم تو محله دور بخورم والا

 

 

این دوروز کارمون سبک بود ولی فردا و پس فردا روزهای پرکاری هست برام، امروز نصف روز خواب بودم چون دیشب از ناراحتی خوابم نبرد.دعوای سختی با میم سرخونه داشتم.

ازاول تمایلی نداشتم قضیه خونه رو به میم بسپارم چرا؟ چون من ادمی نیستم بتونم هیچی رو به هیچ کس بسپرم و خیالم راحت باشه اصلا خونم به جوش میاد نمیتونم با خیال راحت به کسی برا کارهام تکیه کنم، مثل قضیه بیماریم انتخاب جراح و...

منتظر یه فرصت بودم این ماجرارو اختیارش از میم بگیرم اختلافی پیش نیاد که با یه سهل انگاری میم کلا من اعصابم بهم ریخت آنچنان عصبانی شدم ازاون مدلها سالی دوسالی یبار میزنی یه نفرو له میکنی اونقدرم جیغ جیغ کردم همون صدایی که نداشتمم پرید و بدجور زخم شده گلوم.

بعدم که منو رسوند خونه 600پیام دادم بدتر شستمش یه دونه جواب نداد.

صبح بیدارشدم دیدم از فشار عصبی کهیر زدم ناجور، لب به غذا هم نزدم تاالان معدمم که بعد عمل داغون شده، 

من 30سال گذشته از فوت بابام نتونستم رو هیچ کسی حساب باز کنم 12سالم بودم الان 42سالمه ولی نشد رو هیچ کس من حساب کنم همیشه کارمو باید خودم انجام بدم نمیدونم این نقص منه؟ 

خلاصه روز تخمی بود الانم خوابم نمیبره

تازه دیشب دقیقا دوستم اطلاع داد که اون اداره خاص خواستتش و کلی ترس و نگرانی داشت بابت چند استوری معمولی اونقدر با چند وکیل حرف زدم تا بالاخره یکیو انتخاب کردیم باهاش رفت استرس اونم بود 

فقط تونستم غروب با آژانس برم دفتر پیشخوان یه سری مدارک پست کنم و بعدشم پیاده برگردم یکم ذهنم آروم شه ولی قشنگ قیافه وحالم تخمی بود.

یه اقایی سرم داد زد چرا ازاونور نمیری حالا من تو پیاده رو غرق افکارم بودم یارو با موتور بدون چراغ خدارحم کرد بهش وقتی رد شد شنیدم چی گفت اگر نزدیکم بود قشنگ سیاه و کبودش میکردم مردک رو.

چند ماه پیش یه روز حالم خیلی بد بود زدم بیرون تو تاریکی یه اقایی رد شد گفت ماشالله برگشتم گفتم چه غلطی کردی؟ یبار دیگه تکرار کن اگه مردی گفت گوه خوردم ببخشید شرمندم رفت

خداشاهده در این مواقع قشنگ قابلیت جنایت در خیابان دارم از اثرات و فشارهای زن خاورمیانه ای بودن.

باسه تا املاکی صحبت کردم اصلا گزینه های مناسبی نداشتن 

ساقی و شوهرشم با دوتااز آشناهاشون صحبت کردن اطلاعات گرفتن و شماره تماس ببینم چی میشه.

 

شانس من عاشق بادمجون سرخ کرده ام، تو زندگیم دو پارتنر بیشتر نداشتم هردو متنفر از بادمجون اصلا یه جور بدی هردو از بادمجون در غذا به هرصورتی متنفر بودن، هم میم هم مرحوم.

تو این چهارسال من موفق نشدم میم رو بادمجون خور کنم هرچقدر گفتم و تعریف کردم فایده نداشت.چند روز پیش داشت تعریف میکرد اون شب یکی از بچها بادمجون سرخ کرده آورده بود یه لقمه خوردم و... منم گفتم اره منو و مامانت درست کنیم لب نمیزنی حالا بادمجون خور شدی؟ گفت حق داری. 

خلاصه دیشب برا شام هوس بادمجون کردم رفتم از این مدلها خریدم که هیچ دونه ای نداره. بهش پیام دادم من شام بادمجون دارم بذارم برات؟ جرات داشت به نظرتون بگه نه؟ کافی بود بگه نه بزنم زخمیش کنم🫠 در زندگی عاطفیتون سلیته باشید😂

فقط پرسید بادمجون با چی؟ گفتم با چی دوست داری؟گفت هرچیزی سلیقه خودته، حالا من میدونم منظورش سیب زمینی رستورانی هست😂کوفت درست کن کنارش سیب زمینی هم بذار واسم میخورم. گفت فقط گوجه داشته باشه میکسم نباشه‌

گفتم اوکی یعنی دیگه اپشن ماپشن نذار شام همینی که هست باید بخوری والا.

شدم بلاگر اشپزی این روزها حالا من بادمجون نمک میزنم میذارم تو زیپ کیپ و میذارم 20مین تا نیم ساعت بمونه بعد میشورمش و تو روغنم زردچوبه و یه قاشق نشاسته ذرت میریزم اینطوری با چند قاشق روغن میتونی بادمجونهاتون سرخ کنید روغن زیادی هم مصرف نمیکنه خیلیم خوشمزه میشه، سیب زمینی هم من سه چهار دقیقه میجوشونم بعد تو اب یخ میذارم بعد ابکش میکنم رزماری و فلفل سیاه و نمک و پاپریکا دودی میزنم و روغن میذارم تو ایرفرایر خیلی خیلی خوشمزه میشه و رازش اینه سیب زمینی درهمون سایز رستورانها خلال کنید نه کمتر نه بیشتر همین.

اینطوری خوشمزس روغن کمی هم مصرف میشه، گوجه هم ساده درست میکنم با پیاز داغ و تمام. حالا بهش حال دادم سبزی خوردنم داشتم کنار غذاش گذاشتم.

دیشب میگفت خدایی خیلی خوشمزه بود برگشتم گفتم میم دیدی بادمجون خور شدی بعد چهارسال؟ بفرما گفت دهنت سرویس واقعا همه بلایی سرمن آوردی😂😂

اشپزی و خونه داری و ورزش نکردن باعث شده اون کتف درد قدیمیم برگرده هرچیم ماساژ میدم با دستگاه فایده نداره

تازه امروز نون تستها تاریخ انقضاشون بود ریختم تو خردکن گرانول شد بهش پودرکاری و زردچوبه و رزماری و فلفل سیاه اضافه کردم هم رنگش طبیعی وخوب شد هم طعمش تو سینی گذاشتم خشک شه.

اگر نون تست کنید بعد اسیاب این مدلی خوب شبیه پودرپامکوها بیرون نمیشه اما وقتی نون تست همون حالت طبیعی خودشو داره میریزیذ خرد کن قشنگ یکدست و گرانول طوری خرد میشه پودر نمیشه!بفرمایید اینم نکات خانه داری

دیشب موقعی برگشتیم شهر و داشتیم دور دور میکردیم، یکی ازدوستهای میم تماس گرفت که ماشینش خراب شده و تو فلان خیابون هست، ماهم نزدیک اونجا بودیم رفتیم و خاستیم برسونیمش خونه، که یکی دیگه از دوستاشون تماس گرفت گفت پاشین بیاین دفتر من‌.

جمع مردونه بود منم که معذبم همیشه خدا، به نیم گفتم منو برسونه خونه بعد برن هرجا دلش خواست😀، حامد یکسال بیشتر منو ندیده بود، بعد که میم منو رسوند خونه پیام داد موقعی که پیادت کردم حامد پرسیده چرا موجا صداش اینطوری شده؟ گفت منم مختصر گفتم عمل کردی، گفته اره دخترخاله خانومم عمل کرده درگیر برگشت صداش هستن و..‌. تاالان هرجا رفتیم کسی سوال نپرسیده خیلی! منظورم دوستهای میم شایدم میم اجازه نمیده! اصلا رو نمیده کسی وارد حریم خصوصیش بشه، بعد انگار از دیشب که حامد درمورد صدای منو پرسیده وصحبت کرده میم نگران شده نکنه خوب نشه صدام، تمام طول دیشب داشت پیام میداد سرچ میکرد ببینه چی خوبه چی بد. گفت دیگه حق نداری حرف بزنی هرچیم دکتر گفته انجام میدی منم فقط پیام میدم تا هنجره ات خوب شه زود‌، حالا من باهیشکی حرف نمیزنم بامیم درحد پچ پچ کردن یواشکی الان دیگه دق میکنم واقعا😶 روزه سکوت گرفتم.

از امروز اینجا برقهارو دوساعت قطع کردن به به رسیدیم به دمای بخار پز هوا و قطعی برق در دمای ۴۸ درجه.

دقیقا ساعت یک تا سه برق نداشتیم منم از فرصت استفاده کردم یخچال فریزرو تمیز کردم و راه پله رو شستم.

کلی کار دارم تو خونه🥲 سرعت انجام کارهام کنده🥲 دلم میخاد اون دخترک زبل و فرز که کلی کارمیکرد باهم برگرده دوباره، فعلا پیاده روی هم در گرما برام ممنوع شده 🥲

پاشم که خونه خنک شد باقی کارهام انجام بدم

امروز یکی از دوستام پیام داده بود شب میخام ببینمت و... گفتم نمیتونم تا سه هفته کسیو ببینم و حرف بزنم. واقعا بدم میاد به یکی میگی دکتر اینو گفته باز کارخودشو میکنه خوب اگر دوست منی سلامتی من باید اولویتت باشه نه درددل کردن و مشاوره خواستن.

دوستانی که تجربه خانه داری دارن همزن و گوشت کوب چه مارکی خوب هست؟

همزن نازنین و گوشت کوب نازنینم سوخته